تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦

[ حضرت امام احمد قدس اللّه سره ]

حضرت امام احمد ( رحمة الله عليه ) : كنيت ايشان ابو محمد يا ابو عبد اللّه است و نام احمد و هو ابن محمد حنبل ، امام چهارم‌اند از ائمه اربعه و شاگرد امام شافعىاند . ولادت ايشان به بغداد است در سال يك‌صد و شصت و چهار هجرى و مدت عمر شريف ايشان هفتاد و نه سال است ، وفات ايشان هم در بغداد است وقت چاشت روز جمعه دوازدهم ربيع الاول سال دوصد و چهل و يك هجرى روى داده و قبر ايشان « 137 » در كنار شط بغداد است - گويند ، در بغداد معتزله عليهم اللّعنه هجوم نمودند و امام را تكليف فرمودند تا قرآن را مخلوق گويند پس بر سراى خليفه بردند ، سرهنگى بر در سراى خليفه بود ، گفت " اى امام ! زنهار كه مردانه باش كه وقتى من دزدى كرده بودم هزار چوبم بزدند ، بزدن اقرار ننمودم تا عاقبت رهاى يافتم ، من كه در باطل چنين صبر كردم تو كه برحق‌اى اولىتر باشى " - امام فرمودند كه اين نشانهء يارى بود ما را و ايشان را ، با وجود كبر سن بعاقبين كشيدند و هزار تازيانه بزدند كه قرآن را مخلوق بگو نگفتم و « الف » و دران ميان‌بند « ب » از ايشان گشاده شده و دستهاى امام بسته بودند ، دو دست از غيب پديد آمده ببستند - چون آن برهان بديد رها كرد و هم از آن آزار برحمت حق پيوستند و در حالت نزع بدست اشارت مىكرد و به زبان مىگفت " نه هنوز نه هنوز پسر ايشان را گفت پدر چه حالت است ؟ فرمودند " وقت با خطر است چه جاى سؤال است ، بدعا مدد كن كه از حاضران آنكه به بالين‌اند يكى ابليس است كه در برابر ايستاده و خاك ادبار بر سر مىبرد و مىگويد كه اى احمد ! جان و ايمان بردى از دست من و من مىگويم نه هنوز نه هنوز ، تا يك‌نفس مانده است جاى خطر است نه جاى امن " - چون وفات كردند جنازه را برگرفتند ، مرغان آمدند و خود را بر جنازه مىزدند تا چهل « ج » هزار گبر مسلمان
هامش
( الف ) نگفت ( ب ) ازاربند ايشان ، همچنين در خزينة الاصفياء و كشف المحجوب نوشته است ( ج ) ابن خلكان در وفيات الاعيان ج 1 ص 65 بيست هزار نوشته است ( 137 ) قبرش در مقبرهء باب حرب ( بغداد ) است ، ابن خلكان گويد كه اينجا منسوب به حرب بن عبد اللّه است كه يكى از اصحاب ابى جعفر المنصور بود ( وفيات الاعيان ج 1 ص 65 ) .