تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
آب نيل‌اند ، ولى بر لب قبطى خون‌اند * روح محض‌اند ولى بر خر عيسى « ع » باراند گرچه مرآت صقيلند ، حبش را زنگ‌اند * ورچه گلزار خليل‌اند ، حطب را نارند در قبا از روش آل عبا ياد دهند * نه چو زرّاق‌وشان خرقهء ازرق دارند ستر « الف » و تلبيس بود شيوهء اين عياران * متلبّس بضاعت « ب » ملك ستاراند ستر « ج » اين كثرت موهوم در آن وحدت صرف * چشم دارند در آن « د » بر سر استغفاراند نكند كثرت آثار در ايشان تأثير * خويش را دوخته بر مبدأ اين آثاراند پاس انفاس بود خصلت اين شاه و شان * پاسبانند ولى پادشه اخياراند دم يك داشته « ه » چون نافهء مشك‌اند و گر * لب گشايند روان‌پرور صد عطاراند خامشانند ولى وقت سخن طوطىوار * همه شيرين‌حركات و شكرين‌گفتاراند بر لب تشنه‌دلان « و » روح‌فزا ياقوت‌اند * در كف وسوسه‌كيشان رشت « ز » افشاراند شاهد شاه وجوداند در آن « ك » دار ولى * نه چو منصور سر عربده‌جوى داراند
هامش
( الف ) سرّ و تلبيس ( رشحات ج 2 ، ص 260 ) ( ب ) بصفات ملك ( ايضا ) ( ج ) سرو تلبيس ( رشحات ج 2 ، ص 260 ) ( د ) از آن ( ايضا ) ( ه ) دم نگه داشته ( رشحات ج 2 ، ص 261 ) ( و ) تشنه‌لبان ( ايضا ص 662 ) ( ز ) زرمشت ( ايضا ) ( ك ) درين ( ايضا )