لقب آن حضرت در آسمان باز اشهب است چنان كه آن حضرت فرمودهاند :
انا البازى اشهب كل شيخ * و من ذا فى الرّجال اعطوا مثال
و غوث الثّقلين به جهت آن گويند كه تصرف آن حضرت بر جن و انس بوده است چنانچه آن حضرت حاضر مىشدند ، آدميان در مجلس آن غوث الاعظم « رح » حاضر مىشدند و اسلام مىآوردند و تائب مىشدند و افاده مىگرفتند ، جنيان نيز صف صف در مجلس او حاضر مىشدند و اسلام مىآوردند و فائده حاصل مىنمودند و آن حضرت مىفرمودند كه مر انس را مشايخ است و مر جن را مشايخ است و مر ملائك را مشايخ است و من شيخ كلّهم و جيلانى ازآنجهت گويند كه اصل آن غوث از ولايت جيل « الف » است و ولادت آن حضرت نيز در آنجا است و آن ملكى است وراى طربستان « ب » كه آن را جيلان و گيلان و گيل نيز گويند ، امّا جماعتى كه نسبت آن حضرت به اين مواضع كردهاند صاحب روضة النّواظر كه از اكابر وقت بود و قول ايشان سند است نوشتهاند كه قول آنها غلط است و گفتهاند مىتواند بود كه آن حضرت درين مواضع چند روز اقامت نموده باشد چنانچه در برج عجمى موضعى است در عراق در قلعهء نوشيروان عادل كه آن حضرت در آن چند روز سكونت كرده است ، اما اصل آن حضرت از گيلان است - بدانكه تربيت آن حضرت غوث الاعظم بىواسطه از روحانيت حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و آله و سلم و پير خرقهء آن حضرت ( رح ) شيخ ابو سعيد مبارك ( رح ) بود و حنبلى مذهب بود و فتوى بمذهب امام شافعى و امام احمد بن حنبل ( رحمهما اللّه ) مىدادند و با حضر عليه الصّلاة و السّلام صحبت داشتند و ولادت آن حضرت در جيلان است در اول شب ماه رمضان سال چهارصد و هفتاد و يك هجرى بود و والدهء آن حضرت فرمودهاند كه چون فرزندم عبد القادر ( رح ) متولد شد هرگز در « ج » ماه رمضان روز پستان نگرفتى و شير نخوردى ، يكبار هلال رمضان به جهت ابر پوشيده مانده بود ، مردم از من پرسيدند ،
هامش
( الف ) حضرت غوث الاعظم ( رح ) در شعرى گفته :انا الجيلى و محيى الدّين اسمى * و اعلامى على رأس الجبال( خزينه الاصفياء ج 1 ، ص 157 )
( ب ) طبرستان
( ج ) سع ، مظ ( در ) ندارد