بچه بودم از بعضى قريههاى اصفهان كه آن را حى خوانند « 103 » و پدرم مردى منعم بود از جمله آتشپرستان و نام وى ابو دخشان « 104 » بود و از غايت محبت از خانه بيرون آمدنم رخصت نمىداد - يك روز مرا به مزرعه فرستاد و وصيت كرد كه بسرعت « الف » مراجعت كنى و من بيرون آمدم و متوجه زراعت پدر گشتم و در راه به كنيسهاى از كنائس نصارى رسيدم و آواز نصارى اندرون كنيسه شنيدم و جمعى را ديدم كه انجيل مىخوانند و بعضى به نماز مشغولاند - اطوار آن جماعت در نظرم مستحسن آمد ، ضياع « ب » را گذاشتم و در آن موضع توقف كردم و از ترسايان استفسار نمودم اين چه دين است ؟ گفت اين دين عيسى عليه السّلام است ، مرا به آن دين ميل تمام حاصل شد و محبت نصرانيت بر دل من مستولى شد و دين آتشپرستى بر خاطرم سرد شد ، آن روز تا شب در صحبت آن قوم بودم و ايشان را از حال خود خبر ساختم و گفتم مرا مشكلى است در دين پدر ، حظى از دين شما نمىتوانستم ، تدبير اين چيست ؟ گفتند اگر صبح اين دولت از افق شام طالع گردد و قافله در آن طرف عزيمت كند ترا از آن واقف
هامش
( الف ) عح ، عر - به زراعت
( ب ) غح ، عر - زراعت
( 103 ) اگرچه در سيرة ابن هشام ج 1 ، ص 142 حى ( حاى مهمله و ياء ) نوشته ولى اصلا جى است چنان كه در مسند احمد و سير اعلام النّبلاء مؤلفه حافظ ذهبى و طبقات ابن سعد نوشته است جى بالفتح ثم التشديد نام شهريست در ناحيهء اصفهان قديم كه فعلا خراب است . ابن الاثير گويد كه آبا و اجداد سلمان ( رض ) در رامهرمز مىزيستند ( أسد الغابة طبع تهران 1377 ه ج 2 ، ص 328 ، نيز رجوع كنيد به سير اعلام النبلاء ج 1 ، ص 370 و الاصابه فى تمييز الصحابة مؤلفه ابن حجر عسقلانى ج 3 ، ص 113 ) و رامهرمز در خوزستان است و آن را سوق الاهواز نيز گويند ( تاريخ ايران مؤلفه مقبول بيگ بدخشانى طبع لاهور 1967 م ، ج 1 ، ص 355 ) اهل جى آتش را مىپرستيدند نيز اسپ ابلق را مىپرستيدند ( اردو دائرةالمعارف الإسلاميّة طبع جامعه پنجاب ج 11 ، ص 188 نيز رجوع كنيد به سيرت سلمان مؤلفه فضل احمد عارف طبع لاهور ، سال طباعت ندارد ، ص 36 ) و حضرت سلمان ( رض ) در ابتداى عمر در مذهب مجوسيت خيلى منهمك مىبود چنانچه در طبقات ابن سعد ج 4 ، ص 75 ، سيرة ابن هشام ج 2 ، ص 214 و سير اعلام النبلاء ج 1 ، ص 363 مسطور است " اجتهدت فى المجوسية حتى كنت قطن النّار الّذى يوقدها لا يتركها تخبوا ساعة " - علامه ابن الاثير در أسد الغابة ج 2 ، ص 328 وى را بنام سادن النّار ( نگران آتشكده ) معرفى كرده است ولى در اردو دائرةالمعارف الاسلامية ج 11 ، ص 188 بحوالهء اكمال الدّين مؤلفه ابو جعفر ابن بابويه قمى الصّدوق طبع تهران 1390 ه ص 165 نوشته است كه سلمان ( رض ) نه آتش را پرستيده است و نه اسپ ابلق را - و اللّه اعلم .
( 104 ) در روايت ابن عباس ( رضى اللّه عنهما ) كه در مسند احمد ج 5 مفصل مسطور است نام پدر سلمان مذكور نيست ولى ابن الاثير در أسد الغابة ج 2 ، ص 328 نسبنامهء وى اينطور نوشته است " ما به ( سلمان ) بن بوزخشان بن مورسلان بن بهبوذان بن فيروز بن سهرك "