نيز ديده بودند و از مادر ايشان نقل كنند كه ابو يزيد ( رح ) در شكم بود چون لقمه در دهن خود مىنهادم كه دران شبه بودى بايزيد ( رح ) در شكم من طپيدن مىگرفت تا آن لقمه دفع كردمى و سيد الطّائفه جنيد ( رح ) فرمودند كه بايزيد ( رح ) در ميان مايان چون جبرئيل ( ع ) در ميان ملائكه و در سخنان بلندى كه از ايشان نقل مىكنند شيخ الاسلام ( رح ) در آن باب مىفرمايند كه بايزيد ( رح ) فراوان دروغها بستهاند - از حضرت بايزيد ( رح ) پرسيدند كه سنت طريقت كدام است و فرض كدام ؟ فرمودهاند كه سنت ترك دنيا است و فرض محبت مولا است - گويند فرمودند كه عارف به هيچچيزى شاد نشود جز بوصال و فرمودهاند " صحبت نيكان به از كار نيك و صحبت بدان بد از كار بد " - نقل است كه ايشان را بعد از وفات بخواب ديدند ، پرسيدند كه حال تو چيست ؟ فرمودند كه مرا پرسيدند كه اى پير ! چه آوردى ؟ گفتم درويشى كه بدرگاه ملك بيايد نپرسند كه چه بياوردى ، گويند كه چه خواهى " - طريقهء طيفوريه منسوب به ايشان و بناى طريقهء ايشان بر سكر و غلبه است برعكس جنيديان . « 101 » و وفات ايشان پانزدهم شعبان در سال دوصد و شصت و يك و بقولى دوصد و شصت و چهار بود و اين دو قول تاريخ وفات از اكثر كتب « الف » معتبره كه در زمان قديم نوشته شده بود نقل كرده شود و آنچه مولانا عبد الرّحمن جامى ( رح ) دوصد و چهار « ب » نوشتهاند ، احتمال دارد از طبقات كه اين تاريخ را نقل فرمودهاند خالى از ثقل نباشد .
[ امام جعفر صادق قدس اللّه سره ]
از حضرت امام جعفر صادق رضى الله تعالى عنه : كنيت ايشان ابو عبد اللّه است يا ابو اسماعيل « ج » و لقب صادق و نام جعفر و هو ابن محمد
هامش
( الف ) رجوع كنيد به رسالهء قشيريه ، وفيات الاعيان ، رشحات عين الحيات و غيره .
( ب ) در نفحات الانس ص 56 دوصد و سى و چهار سال ( سنه اربع و ثلاثين و مأتين ) نوشته است نه كه دوصد و چهار چنان كه در متن مذكور است ، اغلبا اينجا سهو قلم واقع شده است .
( ج ) رجوع كنيد به مسالك السّالكين ج 1 ، ص 217 .
( 101 ) طريقهء جنيديان " صحو " است كه عبارت است از بازگشت باحساس بعد از بيخودى ( ابن العربى ) صحو و سكر از حيث معنى نزديكاند به غيبت و حضور جز آنكه صحو و سكر قوىتر و تمامتر از غيبت و حضور است ( تاريخ تصوف در اسلام از دكتر قاسم غنى طبع تهران چاپ دوم ج 2 ص 649 )