[ ( ك ) وقوف قلبى ]
وقوف قلبى : و آن بر دو معنى محمول است يكى آنكه در ذكر واقف و آگاه باشد به حق سبحانه و آن از مقوله « الف » يادداشت است و حضرت خواجه عبيد الله احرار قدس الله سره در بعضى ( از ) كلمات قدسيه خود نوشته است كه وقوف قلبى عبارت و آگاهى و حاضر بودن دل است به حق سبحانه بر آن وجه كه دل را هيچ بائيستى غير از ( حق ) سبحانه نباشد و جاى فرمودهاند كه در حين ذكر ارتباط و آگاهى مذكور شرط ( است ) و اين آگاهى را شهود وصول « ب » و وجود و وقوف قلبى مىگويند و معنى دوم آنست كه ذاكر از دل واقف بود يعنى در اثناى ذكر متوجه به اين قطعه لحم صنوبرى الشكل « ج » شود كه آن را مجازا دل گويند و در جانب ايسر پستان چپ واقع است و او را مشغول و گويا بذكر كردن « د » و نگذارد كه از ذكر و مفهوم ذكر غافل و زائل گردد و حضرت خواجه بهاء الدّين قدس الله سره در ذكر حبس نفس و رعايت عدد لازم مىشمردهاند زيراكه خلاصه او آنچه مقصود است از ذكر وقوف قلبى است ، بيت :
مانند مرغى باش هان بر بيضه دل پاسبان * كز بيضه دل زائدت مستى و ذوق و قهقهه
ولادت ايشان در غجدوان است و آن قصبهايست در شش فرسنگ بخارا و نشو و نما نيز در اينجا است و وفات ايشان در سال پانصد و هفتاد و پنج هجرى واقع شده و قبر ايشان در غجدوان است . « ه »
از خواجه يوسف همدانى قدس الله سره بن ايوب همدانى ( رح ) :
كنيت ايشان ابو يعقوب و اصل ايشان از همدان است و مريد حضرت شيخ ابو فارمدى ( رح ) و از شيخ ابو اسحاق شيرازي « 91 » ( رح ) نيز استفاده نمودند و بشيخ عبيد الله
هامش
( الف ) سع ، مظ - مقولى
( ب ) غح ، عر ، مظ - محصول
( ج ) ايضا - اشكال
( د ) گرداند
( ه ) جوينى
( 91 ) ابو اسحاق ابراهيم بن على بن يوسف شيرازى فيروزآبادى دانشمندى عالم و عارف و از متكلمين اشعرى مذهب و از فقها و اصوليها و صوفيان شافعى مرام بوده و جد مجد الدّين صاحب " قاموس اللغة " است و معاصر با امام الحرمين و ابو القاسم القشيرى صاحب : الرسالة " است . در سال 393 ه در فيروزآباد تولد يافت و بتاريخ يكشنبه بيست و يكم جمادى الاخرى سال 479 ه در 86 سالگى وفات يافت . ( روضات الجنات مترجمه محمد باقر ساعدى ، طبع تهران ج 1 ص 275 .