تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
گذرنده « الف » رونده راه است ، كه بنده واقف حال خود باشد كه در هر زمانى صفت و حال او چيست ؟ موجب شكر است يا موجب عذر و حضرت مولانا يعقوب « ب » قدس الله سره فرموده‌اند كه حضرت خواجه بهاء الدّين قدس الله سره در حال قبض به استغفار امر فرموده و در حال بسط بشكر و فرمودند كه رعايت از دو حال وقوف زمانى است و هم حضرت خواجه بزرگ فرموده‌اند كه بناى كار سالك را در وقوف زمانى بر ساعت نهاده‌اند و تا دريابنده نفس شود كه بحضور مىگذرد يا بغفلت كه اگر بر نفس بنا كند دريابنده اين دو صفت نشود و وقوف زمانى نزد صوفيه قدس الله ارواحهم عبارت از محاسبه است و حضرت خواجه بزرگ فرموده‌اند كه محاسبه آنست كه هر ساعتى آنچه بر ما گذشته است محاسبه كنيم كه غفلت چيست و حضور چيست ؟ مىبينيم كه همه نقصان است بازگشت مىكنيم و عمل از سر مىگيريم .

[ ( ف ) وقوف عددى ]

وقوف عددى : و آن عبارت است از رعايت عدد در ذكر ، حضرت خواجه بهاء الدّين قدس الله سره فرموده‌اند كه رعايت عدد در ذكر قلبى براى جمع خواطر متفرقه است و آنچه در كلام خواجگان قدس الله ارواحهم واقع است كه فلانى مر فلانى را بوقوف « ج » عددى امر « د » فرمود مقصود ذكر قلبى است با رعايت عدد نه مجرد رعايت عدد در ذكر قلبى و ذاكر را بايد كه در يك‌نفس سه كرت يا پنج يا هفت كرت تا « ه » بيست و يك كرت گويد و عدد طاق را لازم شمرد حضرت خواجه علاء الدّين عطار قدس الله سره فرموده‌اند كه بسيار گفتن شرط نيست بايد كه هرچه گويد از سر وقوف و حضور باشد تا فائده بر آن مرتب گردد و چون در ذكر قلبى از بيست و يك بگذرد و اثر ظاهر نشود دليل باشد بر بىحاصلى آن عمل ، و اثر ذكر آن بود كه در زمان نفى وجود بشريت منفى شود و در زمان اثبات اثر « و » از آثار تصرفات جذبات الوهيت مطالعه افتد و آنكه حضرت خواجه بزرگ قدس الله سره فرموده‌اند
هامش
( الف ) گذارنده ( ب ) يعنى مولانا يعقوب چرخى ( رح ) ( ج ) غح - ( وقوف ) ندارد ( د ) سع - امرى ( ه ) يا ( و ) اثرى
مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 170 | شيخ محمد شعيب