خواجه مودود ( و شيخ احمد جام اتفاق افتاد ) التماس تربيت و اخلاص خويش به خدمت ايشان نمودهاند حضرت شيخ احمد جام ( رح ) دست ايشان بگرفته بر كنار چهارپايش نشاندند و سه بار فرمودند به شرط علم به شرط علم و سه روز به خدمت حضرت شيخ جام بودند و فائدههاى حاصل نمودند و سلسله چشتيه به حضرت خواجه مودود ( رح ) از حضرت شيخ جام ( رح ) نيز مىرسد و مناقب شيخ احمد جام در آخر كتاب بيان خواهد شد و وفات ايشان در غره رجب سال پانصد و بيست و هفت هجرى بود و قبر ايشان در مزار مبارك چشت است . « 79 »
از پدر بزرگوار خواجه يوسف بن محمد سمعان قدس سره :
لقب ايشان ناصر الدّين است و خواهرزاده و مريد و تربيتيافتهء خواجه محمّد بن خواجه ابو احمد چشتى ( رح ) اند . گويند كه چون خواجه محمّد همشيره داشتند و بطاعت و عبادت خداى تعالى مشغول بودند شبى خواجه محمّد ( پدر ) بزرگوار خود ابو احمد را در خواب ديدند ، فرمودند " در ولايت شام فلان مردى است محمّد سمعان نام ، تحصيل علوم كرده و صالح است ، خواهر خود را به او عقد كن " خواجه او را طلب داشتند ، همشيره را به او عقد كرد و خواجه يوسف ( رح ) در چشت از ايشان متولد شدند و بر ايشان در اواخر عمر سكر و حيرت چنان غلبه كرده بود كه گاه بودى كه خادم آب وضو بر دست ايشان ريختى و در اثناء وضو از خود غائب شدندى وى ساعتى در آن غيبت مىماندندى و باز حاضر مىشدند وضو تمام مىرسانيدندى و وفات ايشان در چهار ربيع الآخر سال چهارصد و پنجاه « الف » و نه هجرى روى داده ، مدت عمر ايشان هشتاد و چهار سال بود و وقت رحلت خواجه قطب الدّين مودود ( رح ) پسر كلان خود را قائممقام ساختند قبر ايشان در چشت است .
هامش
( الف ) غح ، عر ، مظ - چهارصد و پنجاه ولى چهارصد و پنجاه و نه درست ست ( ر ك به تاريخ مشايخ چشت ص 58 )
( 79 ) مير خورد نوشته است " . . . و بس بفرمان خداى تعالى جنازهء خواجه در هوا شده مىرفت و خلق دنبال جنازه و مىرفتند بموضع كه حضرت قبول كرده بودند ( سير الاولياء ص 53 ) .