آسيبى نرسيده بود - از مشاهدهء اين كرامات « الف » جميع مغان بر قدم شيخ سر نهادند و همه بشرف اسلام مشرف شدند و آن مادر و پسر را از جمله اولياء ساختهاند و هم حضرت خواجه معين الدّين ( رح ) فرمودهاند كه حق تعالى را دوستاناند اگر يك ساعت دنيا ازو « ب » محجوب ماند نابود گردد و هم شيخ فرمودهاند كه هرك را اين سه خصلت باشد وى را تحقيق كه حق تعالى او را دوست مىدارد سخاوت چون سخاوت دريا و شفقت چون شفقت آفتاب و تواضع چون تواضع زمين و وفات ايشان در ششصد و هفده « ج » هجرى پنجم ماه شوال است و قبر وى در مكه معظمه مكرمه است .
از خواجه حاجى شريف زندجانى « د » رحمة الله عليه :
مريد خواجه مودود چشتىاند - نقل است كه شخصى سلطان سنجار را بخواب ديد بعد از وفات ، پرسيد كه حق تعالى با تو چه كرد ؟ فرمود كه مرا فرمان شده بود كه فرشتگان عذاب بدوزخ برند و در همين اثنا فرمان دررسيد كه فلان روز در دمشق بسعادت ملازمت حاجى شريف زندجانى « ه » ( رح ) را دريافته بود از بركت آن بيامرزيدم و وفات ايشان در سال ششصد و دوازده « و » هجرى دهم رجب است .
از خواجه مودود چشتى ( رحمة الله عليه ) :
لقب ايشان قطب الدّين است ، در سن هفتسالگى تمام قرآن را با قرأت آن حفظ كرده به تحصيل علوم مشغول مىبودند ، چون به بيستوششسالگى رسيدند والد بزرگوار ايشان خواجه يوسف ( رح ) وفات يافت و بموجب وصيت پدر قائممقام ايشان گشتند و بخصال حميده و افعال پسنديده موصوف و معروف بودند و مردم آن ولايت همه در مقام اعتقاد و ارادت ايشان ، اگرچه مريد پدر خود بودهاند ليكن بعد از وفات پدرم وقتى كه حضرت شيخ الاسلام احمد جام ( رح ) بهرات تشريف آورده صحبت كه در ميان
هامش
( الف ) كرامت
( ب ) ازيشان
( ج ) عر ، مظ ( ششصد و هفده هجرى ) ندارد .
( د ، ه ) سع زندنى
( و ) عر ، مظ - ( ششم رجب ( ششصد و دوازده هجرى ) ندارد