تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
هر سه كس مرغى را كشتند ، فريد ( رح ) برگشت ، آورد ، گفت چرا ؟ گفت " هيچ جاى نيست كه نمىبيند - بعد از آن شيخ شهاب الدّين ( رح ) او را فرمود كه برو مردان خداى را طلب كن كه ترا با من كارى نيست و از عهد تو نخواهم برآمد - فريد گفت كسى را بنماى ، فرمود در پيش قطب عالم شو و ولادت ايشان در قصبهء كتولوال « 76 » كه از توابع ملتان است و وفات ايشان روز سه‌شنبه محرم سال ششصد و شصت هجرى روى داده و مدت عمر وى نود و پنج سال و قبرش در ( پاك ) پتن است ما بين ملتان و لاهور .

از خواجه اوشى كاكى قدس الله سره :

نام ايشان بختيار بن احمد بن موسى و مولد ايشان از اوش فرغان « الف » است و آن قصبه‌ايست از توابع انجان « ب » و كاكى ازآن‌جهت گويند كه چون در دهلى « ج » متوطن شده‌اند و فتوح از كسى قبول نمىفرمودند و خود هميشه مستغرق مىبودند و بر فرزندان وى معيشت بعسرت مىگذشت و آنها از بقالى كه همسايهء ايشان بود بعد از فاقه‌ها چيز قرض نموده اوقات گذر « د » خود كرده ، روزى زن آن بقال گفت كه اگر من در همسايگى نمىبودم كار شما به هلاكت مير سيد - اين سخن به طبيعت ايشان گران آمد و عهد كردند كه ازو قرض نگيرند - روزى اين قضيه را بعرض خواجه رسانيد ، فرمودند كه من بعد ازين هرگز از كسى قرض نگيريد و در وقت حاجت بطاقى كه در حجرهء ماست دست انداخته نان پخته به قدر حاجت برداريد صرف خود هرچه خواهيد بكنيد و بعد از آن هرگاه كه مىخواسته‌اند از آن طاق نان پخته مىگرفتند و اين خواجه قطب الدّين اكثر سماع مىفرمودند و در سلسلهء متبركه قادريه سيد الطائفه شيخ جنيد بغدادى ( رح ) فرموده‌اند و بعضى ز اكابران كرده‌اند چنانچه شيخ الاسلام گفته‌اند كه ذو النّون مصرى و
هامش
( الف ) فرغانه ( ب ) انديجان ، اوش در فرغان ( ماوراءالنّهر " ) در سمت جنوب مشرق انديجان قصبه‌ايست ( ج ) سع ، غح ، مظ - دلى ( د ) غح - اوقات گذران ( 76 ) كهوتوال يا كهتوال قصبه ايست ما بين ملتان و اجودهن كه آن را چاؤلى مشايخ مىگويند - ( رجوع كنيد به حديقة الاولياء حاشيه ص 75 ) .
مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 115 | شيخ محمد شعيب