تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
رسول اللّه صلىاللّه را تبديل دهند - بادشاه گفت كه جوگى چنان و چنين كرامت دارد اگر به دو شما برابرى كنيد ازو برگردم - شيخ فرمود " خداى تعالى آسان خواهد كرد " چون جوگى دررسيد شيخ را گفت كه تو چه باشى ؟ شيخ گفت " صاحب اين ولايت منم " جوگى گفت مرا با شما كارى است ، بمسئله و حجت نيست بلكه كارى بكرامت است - جوگى بر مصلاى خود برنشست و در هوا شد - شيخ هر دو كفش مبارك خود را بالا انداخت ، جوگى چنان رفته بود كه ديده نمىشد و آن كفش او را بر سرش زده فرود آوردند - بعد از آن شيخ بالاى پريد ، جوگى نيز در عقب او بالا رفت ، بعد از ساعتى جوگى فرود آمد ، بعده شيخ فرود آمد ، در قدم شيخ افتاد و توبه كشيد و مسلمان شد - گفتند چرا ؟ گفت بركت عمل بود تا به اين آسمان رفتم و بالاى راه ندادند امّا او را بركت عمل و ايمان بود ، ازين درگذشت و در كنگرهء بهشت رسيد - تمام عالم مسلمان شدند و شيخ الحال در آنجا آسوده است و قول ديگر او را گنج شكر ازآن‌جهت گويند كه روزى بارهاى شكر بر او مىگذشت ، گفت اين چيست ؟ يكى از آن ميان گفت " خاك است " فرمود " خواهد شد " بعد مدتى چون ديدند همه خاك بود - باز بر آن راه آوردند فرمود " چيست ؟ گفتند " شيخنا ! شكر است " گفت " خواهد شد " باز شكر شد - آورده‌اند كه فريد الدّين و شيخ بهاء الدّين زكريا ( رحمة اللّه عليهما ) هر دو در پيش شيخ شهاب الدّين سهروردى ( رح ) شدند و سيد « 75 » جلال بخارى و شهباز قلندر ( رحمة اللّه عليهما ) نيز همراه بودند ، امّا شيخ فريد را در دل خطره آمد كه شيخ را سينه كلان است بمانند زنان چه واقعه باشد ؟ حضرت شيخ شهاب الدّين ( رح ) دريافت ، هر چهار را يگانه مرغ بداد و گفت اين را در جاى ذبح كنيد كه كسى نبيند -
هامش
( 75 ) مراد شيخ جلال الدّين بخارى الملقب به مير سرخ بخارى او چى است كه جد شيخ جلال الدّين الملقب به مخدوم جهانيان گرد ( گشت ) است زيراكه ولادت شيخ جلال الملقب بمير سرخ در سال 595 بظهور پيوست و وفات ايشان در سال 690 ه روى نمود ولى زمانهء شيخ جلال مخدوم جهانيان از شعبان المعظّم 707 ه تا ذوالحجه 785 ه بوده كه بعد از وفات شيخ فريد الدّين گنج شكر ( 670 ) بوده است - مزارهاى هر دو در اوچ است - ( رجوع كنيد به حديقة الاولياء ص 151 - 157 و اخبار الاخيار مؤلفه شيخ عبد الحق محدث دهلوى ( رح ) طبع فاروق آكادمى گمبت ، بخش خيرپور ، سال طباعت ندارد ، ص 61 ) .
مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 114 | شيخ محمد شعيب