در بيان كيفيت تعبد آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم
بعدد رمل و الحصى پيش از وحى ، و اختلاف است در ميان ائمهء دين كه تعبد آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم بچه كيفيت بوده ، بعضى گويند كه تعبد آن حضرت ( ص ) تفكر بودى در مصنوعات و « الف » تدبير در آحاد و بعضى گويند بر آن ذكر نيز همراه بوده « 34 » به واسطهء آن در تنوير و صفاى مىافزودهء بيت :
روشنائى دل از ذكر ميسر گردد * ليكن آن ذكر كه با فكر مكرر گردد
ذكر نوريست كه چون در دلوجان شعله زند * ظاهر و باطن از آن شعله منور گردد
و قول ديگر آنست كه عمل صالح كه ملائم وقت و مناسب حال آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم بوده موقوف « ب » مىگشته ، باز اختلاف هست كه بر « ج » هيچ شريعت از شرائع سابق عمل نموده يا نى بعضى گويند نى زان كه مقتداء را مقتدى بودن نسازد « د » و بعضى به مقتضاى " فبهديهم اقتده " تجويز اين معنى فرمودهاند كه فاما تعين نكردهاند كه بكدام شريعت و بعضى تعين كردهاند كه بشريعت ابراهيم عليه
هامش
( الف ) تدبر
( ب ) موفق ( كذا فى معارج النبوه ركن 3 ص 4 )
( ج ) سع ، غح ، مظ - ( بر ) ندارد
( د ) نسزد )
( 34 ) عن عبيد ابن عمير ( رض ) قال انا حاضر يحدث عبد اللّه بن زبير و من عنده من النّاس كان رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم يجاور فى حراء من كل سنه شهرا و كان ذلك مما تحنث به قريش فى الجاهلية و التحنث التبرر " يعنى راوى مىگويد كه من موجود بودم و عبيد ابن عمير با عبد اللّه بن زبير و كسانى كه كه آنجا موجود بودند حديث بيان كرده گفت كه رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم در هر سال يك ماه در غار حراء مىنشستى همچو قريش كه ايشان نيز در جاهليت تحنّت ( عبادت ) مىكردندى و تحنّت تبرر ( نيكو صالح بودن است ) - علامه سهيلى در شرح اين روايت مىگويد " تفعّل من البر و تفعّل يقتضى الدخول فى الفعل و هو الاكثر فيها مثل تفقه و تعبد و تنسك ( روض الانف ج 1 ص 153 ) - يعنى التّبرّر از باب تفعّل است و تفعّل مقتضى داخل شدن و منهمك شدن در كاريست و اين اكثر در همين معنى مستعمل مىشود مثل تفقه و تعبد و تنسك .
علامه شبلى نعمانى بحوالهء عينى شرح بخارى مىنويسد " قيل ما كان صفة تعبده ؟ اجيب بان ذلك كان بالتفكر و لاعتبار " يعنى پرسيده مىشود كه عبادت آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم چطور بوده ؟ من جواب مىدهم كه غور و فكر و عبرتپذيرى - ( سيرة النبى طبع اعظم گدّه - 1332 ه ج 1 ص 201 ) .