او بوئيدن گرفت و گفت گواهى مىدهم كه فرق هيچ فرزند نبوسيدم و رائحهء فائحهء هيچ دلبند جگر پيوند نبوئيدم كه خوشروىتر و خوشبوىتر از تو بوده باشد :
هم روت خوش ، هم بوت خوش ، هم شيوهات خوش ، هم لقا * هم قهر تو خوش ، هم غضب ، هم لطف تو خوش هم رضا
اى صورت عشق احد ! وى حسن تو بيرون ز حد * اى ماه روى سروقد ! اى جانفزاى دلكشا !
اى جان باغ ياسمين ! اى شمع افلاك و زمين ! * اى مستغاث ماء و طين ! اى شهسوار هل اتى !
اى جان لطف انداخته ! اى با لئيمان ساخته ! « الف » * طوطى و كبك و فاخته گفته ترا مدح و ثنا
با عاشقان خفت من ، امشب نخواهم خفت من « ب » * خواهم دعايت گفت من ، اى دوست در وقت دعا
بعد از آن رخت زندگان ازين جهان فانى بربست و در حجون كه گورستان مكه است او را دفن كردند - از ام ايمن ( رض ) منقولست كه گفت كه در روزى وفات عبد المطلب ديدم كه جنازهء او را مىبردند و پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم عقب جنازهء وى مىرفت « ج » و مىگريست « د » بعد از آن ابو طالب بتعهد آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم ميان بست و در محافظت او ما امكنه « ه » كوشش مىنمود و چون سال
هامش
( الف ) اى خوان لطف انداخته ! اى با لئيمان ساخته ! ( معارج النبوه ركن 2 ص 67 ) .
( ب ) با عاشقانت جفت من . . . الخ ( ايضا * .
( ج ) سع ، غح ، - رفت .
( د ) رجوع كنيد به الوفا ح 1 ص 129 .
( ه ) غح ، عر : مهما امكن .