تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
عبد اللّه بن عبد المطلب بود ، پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم آنجا صفت شناورى مىآموخت - روزى در چاه بنى عادى « الف » بن انجار با جمعى از اولاد مدنيان سياحت مىفرمود و مهر نبوت از ميانهء هر دو شانهء او مىنمود ، طائفه از يهود بر ايشان بگذشتند ، يكى از آن فوجى « ب » حضرت مصطفى صلى اللّه عليه و آله و سلم را بشناخت ، آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم را به ديگران مىنمود و گفت اين پسر پيغمبر آخر زمان خواهد بود - ام ايمن آن حكايت بشنود و بآمنه رسانيد ، پس برفاقت يكديگر به طرف مكه مراجعت نمودند و در اثناى طريق چون به منزل ابوا « 29 » رسيدند آمنه خسته شد و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلم ببالين او نشسته بود - ناگاه بىهوش شد - بعد از آن به هوش بازآمد و بر روى رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم نظر كرد و بيتى چند خواند كه اين ابيات از آن جمله است :
بارك اللّه فيك منك غلام * ان صح ما بصرت فى منام و انت مبعوث الى الانام * من عند ذىالجلال و الاكرام « 30 »
بعد از آن گفت هر زنده ميرنده « ج » است و چون وى بمرد آواز نوحهء پيريان آمد كه از براى وى مىگريستند و در نوحهء خود مىگفتند :
هامش
( الف ) بنى عدى بن النجار . ( ب ) فوج . ( ج ) غح ، عر - مردنى . ( 29 ) ابواء و هو موضع معروف بين مكه و المدينة و هو الى المدينة اقرب كانه سمى بجمع بو و هو جلد الحوار المحشو بالتين و غيره و قيل سمى بالابواء لتبوء السّيول فيه ( روض الانف جلد 1 ص 113 ) يعنى آن موضع معروف است در ميان مكه و مدينه و بمدينه قريب‌تر است ، تسميهء آن از جمع بو است و بو ( پوست كرهء شتر باشد كه از كاه پر كرده باشد و بعضى گويند كه از بهم آمدن آنجا ، به ابواء شده است - ( نيز رجوع كنيد به معجم البلدان از ياقوت حموى طبع بيروت 1399 ج 1 ص 79 ) . ( 30 ) شعر اول در مواهب الدنية مؤلفه علامه قسطلانى اين‌طور درج است :بارك اللّه فيك من غلام * يا ابن الذى من حومة الحماممصراع دوم همين شعر چنان كه در متن مرقوم است يعنى " ان صح ما بصرت فى منام " هم جزو شعر ديگر است و آن اين‌طور است .بمائة من ال سوام * ان صح ما بصرت فى المنام