گفت اى حبيب پروردگار ! ترا هيچ ترس مباد . اگر دانى كه چه سعادتها از براى تو خواستهاند و چه خوان رحمتها از براى تو مهمانى آراسته هرآيينه روشنائى چشمت بيفزايد و جان حزينت بياسايد - بعد از آن مرا آنجا گذاشت ، سوى آسمان طيران نمودند و بخلال « الف » آسمان درآمدند و من ايشان را مشاهده مىكردم ، اگر مىخواهد موضع دخول ايشان بشما نمايم . « 27 » نقل است كه اثر شق از ميان سينه تا زير ناف آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم مىنمود چنانچه خواص ياران و زمرهء دوستداران « ب » در آن مىديدند و شرح كيفيت آن از حضرت ( ص ) مىشنيدند ، بيت :
داغى كه ازو بر جگر خسته نهاديم * جان سوخت كسى را كه برش داغ گشاديم
هامش
( الف ) عر ، مظ - ( بخلال آسمان درآمدند ) ندارد - قياسا بخلاى آسمان .
( ب ) از آن جمله حضرت انس ( رض ) بود كه گفت و قد كنت قد ارى اثر المخيط فى صدره ( الوفا ج 1 ص 112 ) .
( 27 ) واقعه شق صدر آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم در كتب احاديث بانواع مختلفه و بالفاظ و عبارات مختلفه منقولست ، واقعه مذكور متن مطابق روايت ابو نعيم و ابن عساكر است كه از حديث شداد بن اوس آوردهاند - علاوه برين همين واقعه از راويان ديگر نيز منقولست منجمله آنان ( 1 ) عتبه بن عبد كه در مسند احمد منقولست ( 2 ) از ابو ذر كه در مسند بزاز و سنن دارمى مذكور است ( 3 ) از انس بن مالك كه در طبقات ابن سعد مندرج است ( 4 ) از علامه جلال الدّين سيوطى كه در خصائص الكبرى بحوالهء بيهقى و ابن عساكر ذكر كرده است شيخ عبد الحق گويد كه شق صدر چهار بار واقع شده است ، نخست در صغر سن نزد حليمه ، دوم در دهسالگى ( فتح البارى باب ما جاء فى قوله تعالى و كلمهم اللّه موسى تكليما ) سوم نزد بعثت ( ذكر ابو داود ص 215 و دلائل ابو نعيم ج 1 ص 69 ( فتح البارى ج 8 ص 203 ) چهارم در شب اسرا وقتى كه جبرائيل در طلب وى آمد - ( اشعة اللّمعات ج 4 ص 517 ) بعضى از مستشرقين از قبيل وليم ميور و ورمنگهم و مقلدين آنان از متفكرين جديد مسلمانان كه منجمله آنان محمد حسين هيكل پاشا وزير معارف سابق مملكت مصر است شق صدر آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم بر شرح صدر معنوى محمول مىكنند ( رجوع كنيد به حيات محمّد صلى اللّه عليه و آله و سلم دارهء ثقافت اسلاميه لاهور 1955 م ص 250 ) ، ولى ما مىگوئيم كه از حقيقت مسلمهاى كه باحاديث زيادى ثابت شده فقط ازينجهت كه عقل محدود و نارساى كسى به كنه صداقتهاى معجزات نبوت نمىرسد انكار نمىتوان كرد چنان كه علامه زرقانى رقمطراز است " شق صدر و ديگر همين نوع خوارق را همينطور تسليم بايد كرد چنان كه منقولست ، اينها را از حقيقت نبايد گردانيد ، علامه طيبى ، علامه توريشتى ، حافظ ابن حجر عسقلانى و جلال الدّين سيوطى ( رحمهم اللّه ) همينطور گفتهاند كه شق صدر بر حقيقت محمولست و حديث صحيح مؤيد اينست " انهم كانوا يرون اثر المخيط فى صدره " و آنان كه شق صدر را بر امر معنوى محمول كردهاند خطاى قبيح كردهاند " ( شرح مواهب الدنية مقصد خامس ) .