إليك عميت عين لا تراك علىها رقيبا و خسرت صفقة عبد لم تجعل له من حبّك نصيبا .
و قال ايضا : « تعرّفت لكلّ شىء فما جهلك شىء » و قال : « تعرّفت إلىّ في كلّ شىء فرأيتك طاهرا في كلّ شىء فأنت الظّاهر لكلّ شىء »
[ بار خداوندا ! چگونه راه شناسايى وجودت امكانپذير مىباشد به واسطهء استدلال و برهان با وجودهاى امكانيّهء حادثه كه آنان در اصل وجود و بقائشان نياز ذاتى و افتقار وجودى به تو دارند ؟ ! آيا براى جز تو از ساير موجودات ، ظهور و به روزى وجود دارد كه براى تو نبوده باشد ، تا بتوانند آنها تو را نشاندهنده و ظاهركننده باشند ؟ !
كى غائب شدهاى تا آنكه محتاج گردى به دليل و رهبرى كه به سوى تو راهنمايى بنمايد ؟ ! و كى دور گرديدهاى تا آنكه آثار و مصنوعات ، رساننده و واصلكنندهء به ذات تو باشند ؟ !
كور است ديدهاى كه تو را بر خود شاهد و مراقب نمىنگرد ! و زيانبار است معاملهء دست بندهاى كه تو براى وى از محبّت و مودّتت نصيب و مقدارى مقرّر نفرمودهاى !
و همچنين فرمود : « خودت را به هرچيزى شاسانيدى : بنابراين هيچ چيزى وجود ندارد كه به تو جاهل بوده باشد ! » و نيز فرمود : « خود را به من در تمام موجودات شناسانيدى ؛ بنابراين من تو را در تمام موجودات به طور ظاهر و بارز ديدار نمودم ! پس تو براى تمام چيزها و جميع موجودات ظاهر هستى ! ]
« و روى الشّيخ الصّدوق محمّد بن بابويه القمّىّ رحمه اللّه فى كتاب
رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى ) — صفحة 280
مساهمون: ميرزا جواد آغا الملكي التبريزي
ص٢٨٠