[ « و نيز شيخ صدوق از حضرت امام موسى كاظم عليه السّلام روايت كرده است كه حضرت گفتند : ما بين خداوند و مخلوقاتش هيچ پرده و حجابى وجود ندارد ، غير از خود مخلوقات خداوند . از مخلوقاتش پنهان شد بدون پرده و حجاب پنهانكنندهاى ، و مستور گرديد بدون ساتر پوشندهاى ! » ]
از فريب نقش نتوان خامهء نقّاش ديد * ورنه در اين سقف زنگارى يكى در كار هست
قال بعض أهل المعرفة : إنّ العالم غيب لم يظهر قطّ ؛ و الحقّ تعالى هو الظّاهر ما غاب قطّ . و النّاس فى هذه المسألة على عكس الصّواب ؛ فيقولون : العالم ظاهر و الحقّ تعالى غيب .
فهم بهذا الاعتبار فى مقتضى هذا الشّرك كلّهم عبيد للسّوى ، و قد عافى اللّه بعض عبيده عن هذا الدّآء .
[ « بعضى از اهل معرفت گفتهاند : جهان ، غيب است كه هيچ وقت آشكارا نشده است ؛ و حقّ تعالى اوست تنها ظاهر كه هيچ وقت پنهان نگشته است .
و مردم در اين مسأله خلاف راه راست را معتقدند . مردم مىگويند : عالم ظاهر است و حقّ تعالى غيب است .
بنابراين ، مردم براساس اين اعتبار به مقتضاى اين شرك ، همگى بندگانى براى غير مىباشند ؛ و فقط خداوند بعضى از بندگانش را از اين مرض عافيت بخشيده است . » ]
برافكن پرده تا معلوم گردد * كه ياران ديگرى را مىپرستند
بلى هرذرّه كه از خانه به صحرا شود ، صورت آفتاب بيند ؛ امّا نمىداند كه چه مىبيند ؟