جامدة بل سيّالة متحرّكة مظلمة بل كلّها غائبة عن نفسها و عن جيرانها من الأجسام و خطاء الحسّ ليس أمرا غريبا بل له أمثلة و مصاديق معروفة في الخارج بعضها و إن كانت خفيّة العامة و لكنّ بعضها الآخر تدركها العقول العامة الناقصة أيضا . « 1 »
[ در پاسخ مىگويم : امّا اينكه گفتى مصاديق جوهر و عرض را با حس خود درك مىكنيم پس اين در تحقيق اينكه جواهر يا اعراض ، حقيقى يا غير حقيقى هستند ، ثمربخش نيست و امّا اينكه گفتى عقل حكم مىكند بر جوهر بودن جواهر ، اين حرفت درست است ولى اگر خوب بنگرى مىبينى كه آنچه عقل حكم مىكند چيزى جز اين نيست كه اين جوهرها نسبت به عرضهاى خودشان ؛ جوهر هستند نه آنكه آنها جواهر حقيقى باشند ؛ زيرا پس از شناخت صحيح جاى هيچ شكى نيست كه هيچ موجودى از موجودات داراى قوام و ثبات نيستند مگر بهوسيلهء خداى حىّ و قيّوم و اوست كه قيّوم آسمانها و زمينهاست و احساس مىكنى اين همه كوههاى باشكوه و سنگين موجودى هستند متّصف به جوهر بودن بلكه حسّ به همراه آنها در محل آنها چيز ديگر احساس نمىكند و كوهها را جامد و ساكن مىبيند ليكن همهء اينها از خطاى حس است كه عقل به خطا بودن آنها حكم مىكند .
و اين خطاى حس و خطاسنج بودن عقل براى اهلش روشن است
هامش
( 1 ) - و يتّضح ذلك بأدنى تأمّل لأنّ حقيقة الوجود يمتنع عليها العدم و الّا لا تصف الشىء بنقيضه او بما يساوق نقيضه و هو بديهى البطلان ضرورى الفساد و كلّما امتنع عدمه ثبت قدمه بالضّرورة فحقيقة الوجود ثبت قدمها فلا يمكن القول بأنّ للأشياء وجودا حقيقيا - فتأمّل و اغتنم فإنّ ما ذكرناه برهان الصدّيقين في إثبات توحيده تعالى - و هو معنى قول على عليه السّلام : يا من دلّ على ذاته بذاته . ( ميرزا آقا جواد ملكى تبريزى رحمه اللّه ) .