و مطابق خواستهء حق تعالى قرار دهد ؟
در پاسخ مىگويم : اين كار امكانپذير است و با نيروى معرفت ، آسان انجام مىپذيرد ؛ پس اگر بندهاى عنايت خدا را شناخت و عاقل هم بود ، هرگز اراده و خواستهاى بر خلاف اراده و خواستهء خدا انجام نمىدهد ؛ زيرا شناخت از عنايت الهى حكم مىكند كه خداوند متعال هرگز چيزى جز خير و صلاح در حقّ بندهاش اراده نفرمايد و شخص عاقل هيچ حركتى را جز در طريق صلاح و اصلاح انجام نمىدهد و به چيزى بر خلاف خير و صلاح خشنود نمىشود ؛ پس وقتى اين مطلب را فهميد ريشهء ارادهء مخالفتش با خدا ، خشكانده مىشود ؛ براى اينكه اراده از علم به خير و صلاح ، سرچشمه مىگيرد و وقتى فهميد كه هيچ خير و صلاحى در غير اراده الهى وجود ندارد ؛ پس چنين كسى طبق اراده الهى حركت خواهد كرد و ارادهاى جز اراده او نخواهد داشت . ]
و ان قلت : كيف يمكن نفى القدرة عن غير اللّه و الوجدان حاكم بقدرة نفسه و قدرة غيره ؟ !
قلنا ذلك أيضا يتّضح بعد المعرفة بواقع الأمر و إجمال ذلك : إنّ العارف يقطع أنّه لا يوجد ممكن إلّا من علّة و هكذا إلى أن ينتهى إلى علّة العلل فافعال العبد إن فرضت صدورها عن قدرته فقدرته لا محالة ليست صادرة إلّا من علّتها و هى ارادة اللّه فلا يكون مقدورة إلّا بيد غيره فهو في قدرته غير قادر و القادر الحقيقى إنّما هو اللّه
وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ . *
[ پس اگر بگويى : چگونه ممكن است از غير خدا ، نفى قدرت كرد ، در