محبّت آنهاست مانند لبريز بودن دل عاشق از محبّت معشوق كه همين عشق خواب شيرين را از چشمان او ربوده است . با اينحال ، بعضى از آنان به خدا و فرشتگان و كتابهاى آسمانى و پيامبران و روز قيامت ايمان داشته باشند و ايمانشان مستقر باشد و هنگام مرگ آن ايمان در اثر ضعف و كمى نور ايمان و شدّت ظلمت گناهان از بين نرود و داراى عمل صالح باشد ، اميد آن مىرود كه مغفرت الهى ولو بعد از مدّتى شامل حالش بشود ]
و أمّا الطائفة الأولى فهم الأشقياء الكافرون ليس لهم في الآخرة إلّا النّار لأنّهم من أهل السّجّين و يوم القيامة إذا ميزت الحقائق و التحقت الفروع بالأصول التحق ما في هذا العالم من النّور إلى عوالمه و بقى ظلمتها و نارها و تبدّلت صور كلّ واحد من الأفعال و الأخلاق بما يناسب عالم القيامة من الحيّات و العقارب و عذّب بها فاعلها و مختلفها .
[ و امّا براى گروه اول يعنى كافران شقى ، در آخرت جز آتش چيزى براى آنها نيست ؛ براى اينكه اين افراد خودشان از اهل سجّيناند و روز رستاخيز كه روز تميز دادن حقّ از باطل است و هرفرعى به اصل خويش ملحق مىگردد پس آنچه در اين عالم از سنخ نور است به عوالم نور ملحق مىشود و ظلمت و آتش آن در همين عالم باقى مىماند و صورتهاى هر يك از اعمال و اخلاق مبدّل مىشود به آنچه مناسب عالم قيامت است از قبيل مارها و عقربها و همينها ، صاحب آن اعمال و اخلاق زشت را معذّب مىسازند . ]
مَنْ كانَ يُرِيدُ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمالَهُمْ