تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
خورده است و سبحان اللّه كه ما چقدر افتضاح كرده‌ايم و جفاكارى نموده‌ايم و خودمان را زشت ساختيم ؟ ! پس به عزّت و جلال و جمال خداوند سوگند كه اگر انسان باحيايى بوديم بلكه اگر كمترين ذرّه‌اى در ما حيا و عقل يافت مىشد جاى داشت آن چنان بر خود خشمناك شويم كه بالاتر از آن چشم و غضبى متصوّر نباشد ! و راضى بوديم خداوند ما را به عذاب دردناك براى هميشه تا روزگار برقرار است دچار سازد ! و بالاتر از آن درخواست مىكرديم كه تمام عمر چنين باشيم درحالىكه كاملا از دست خودمان خشمناكيم ! زيرا چگونه به خود اجازه عصيان و گناه در محضر خداوند متعال داديم درحالىكه اين‌همه برخوردهاى لطيف و احترام‌آميز و بزرگوارىهاى دلنواز از او ديده‌ايم ؟ ! ائمه اطهار - صلوات اللّه عليهم - چون به عوالم آشنايى داشتند ، مىبينى كه در مناجاتشان چگونه به خداوند عرضه مىدارند كه « خدايا اگر من طاقت انتقام و عذاب تو را داشتم از تو درخواست عفو نمىكردم بلكه از تو درخواست مىكردم كه صبر بر عذاب بر من عنايت فرمايى ، از بس كه از دست نفس امّاره خود خشمناكم كه مرا وادار به معصيّت تو كرد ! » و از اين باب است كه امام سجّاد عليه السّلام عرض مىكند : « خدايا ، اگر پيش تو بگريم چندانكه مژگان‌هاى چشمم بريزد و زارى كنم چندان‌كه نفسم بگيرد و در خدمت تو بايستم كه پاهاى من آماس كند و چندان به تعظيم خم شوم كه مهرهء پشت من به‌در آيد و پيشانى بر خاك نهم تا چشم‌هايم از كاسه بيرون شود و در همهء عمر خاك زمين خورم و آب خاكستر نوشم و پيوسته نام تو را بر زبان آرم تا زبانم فرو ماند و از شرم ، چشم سوى آسمان برندارم ، ( با اين همه باز ) سزاوار آن نيستم كه يك گناه از گناهان من پاك شود ! »