و براى همين است كه امام صادق عليه السّلام در « مصباح الشريعة » مىفرمايد :
« اگر در حسابرسى روز قيامت هيچ ترسى نبود جز ترس از عرضهء شدن اعمال بنده بر خداوند متعال و پردهبردارى از گناهان مخفى انسان ، همانا جاى داشت و سزاوار بود كه انسان از سر كوه فرود نيايد و روى به آبادى نياورد و هيچ چيزى نخورد و نياشامد و نخوابد مگر آنقدر وضعش اضطرارى شود كه نزديك به تلف شدن باشد . » .
و اين مقدار تفكّر براى چنين سالكى كه نفسش تحت تأثير محبّت و شوق قرار گرفته كافى است تا بتواند در سايهء تلاش و كوشش ، خود را به حدّ كمال برساند و اگر بيشتر از اين تحت تأثير محبّت و شوق باشد پس لازم است تأمّل نمايد در رواياتى كه نقل شد درخصوص لطف خداوند متعال بر شبزندهداران و ارائه « وجههء » خود بر بندگان و نورافشانى بر چشم دل آنان و دعوت خداوند سبحان از آنان به مجلس انس و محفل قربش ؛ و اگر در اين خصوص هيچ تعبيرى غير از اين فرمايش خداوند عزيز - جلّ جلاله - در قرآن كريم نبود براى عارفان كه ادّعاى محبت الهى را دارند كفايت مىكرد كه خدا مىفرمايد : « پهلوهايشان از بسترها در دل شب دور مىشود [ و بهپا مىخيزند و روبه درگاه خداى مىآورند ] و پروردگار خود را با بيم و اميد مىخوانند » . خداوند از قيام شبانه آنها تعبيرى فرموده كه دلالت دارد آنان از لذّتهايشان دست برمىدارند و بهخصوص از كلمهء « ربّهم » استفاده كرده است .
و همچنين براى اين عارفان ما فوق كفايت است اين فرمايش خداوند متعال خطاب به حضرت داود عليه السّلام : « و من مشاهده مىكنم بهخاطر من چگونه تحمّل مىكنند و مىشنوم از محبّت من چه شكايتها
رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى ) — صفحة 138
مساهمون: ميرزا جواد آغا الملكي التبريزي
ص١٣٨