حاضر نمىشوند دشمنى و عداوت خود را با كسى بهطور علنى و حضورى اظهار نمايند هرچه دشمنشان مىباشد ؛ به خصوص اگر طرف مقابل نه تنها دشمنى خود را آشكار نمىسازد بلكه دوستى و محبّت نيز نسبت به او اظهار مىدارد تا جايى كه اظهار اشتياق بهشمار آيد بلكه بالاترين درجهء محبّت را اظهار نمايد و اگر تو در اينباره شك و ترديدى دارى به اين روايت توجه كامل بكن كه خداوند متعال ( آن منعم بزرگ و بزرگوار ) مىفرمايد : « اگر كسانى كه از من روگردان هستند بدانند كه چگونه من مشتاقانه در انتظار بازگشت و توبهء آنها هستم ، هرآينه از شوق به من ، مرگ را به آغوش مىكشيدند و بندهاى بدنشان از همگسيخته مىشد ! » همچنين توجّه بكن به حديثى كه خداوند متعال از توبه كردن بندهاش اظهار خشنودى و خوشحالى كرده [ و اين حديث در كتاب « كافى » كلينى آمده است كه إنّ اللّه تعالى أشدّ فرحا بتوبة عبده . . . ] .
و در حديث قدسى آمده كه خداوند متعال مىفرمايد : « اى فرزند آدم ! به حقّ تو بر من قسم كه من تو را دوست مىدارم پس تو را به حقّ خودم بر تو قسم مىدهم كه تو نيز مرا دوست بدار . »
و قوله إلى نبيّه و كلمته عيسى بن مريم عليهما السّلام : « يا عيسى ! كم اطيل النّظر و أحسن الطّلب و القوم [ في غفلة ] لا يرجعون ؟ ! » « 1 » فوا أسفاه و واسواتاه و يا غوثاه من عظمة هذه الكلمات و عظم مواقعها عند العقلاء و سبحان اللّه ما أفضحنا و أجفانا و أقبحنا فو عزّته و جلاله و جماله لو كنّا انسانا ذا حياء بل لو وجد فينا مثقال ذرّة
هامش
( 1 ) - « الجواهر السنيّة » ص 100 .