إظهار الشوق بل إظهار المحبّة في أعلى مراتبها فإن كنت في ريب من ذلك فانظر إلى ما ورد في قوله : « لو علم المدبّرون عنّي كيف اشتياقي لهم و انتظاري إلى توبتهم لماتوا شوقا إلىّ و لقطّعت اوصالهم ! » . و إلى ما روى في فرحه تعالى إلى توبة العبد و قوله في الحديث القدسى : « يابن آدم و حقّك علىّ أنّي أحبّك فبحقّي عليك أحبّني » .
[ « و خلاصه اينكه بر سالك ، واجب است كه حال خود را مورد امتحان قرار دهد ، اگر ديد نفسش از عوالم انسانيّت متأثّر مىگردد و با صفات ارزنده مخالفت مىنمايد ، به خود خطاب نمايد كه چقدر قبيح و زشت است كه انسان با اين اعمال افتضاحآميز و آبروريز به استقبال اين تشريفات الهى برود و براى خود تصوّر كند كه چه رسوايى به دنبال دارد اگر در مقابل اين همه معاملههاى بزرگوارانهء خداوند متعال ، جفاكارى نمايد و اين همهء نعمتهاى عظيم الشأن را ناديده بگيرد ؛ البته زشتى جفاكارى نسبت به اشخاص تفاوت دارد ؛ زيرا جفا كردن تو دربارهء كسى كه در حقّ تو خوبى كرده و انعام داده نزد عاقلان زشت است از جفاء دربارهء شخصى كه به تو انعامى نداده و هرچه انعام و لطف او بيشتر باشد ، زشتى جفاكارى دربارهء او نيز بيشتر خواهد بود و همچنين قبح آن هم شديدتر مىشود ؛ اگر انعامدهنده داراى عظمت باشد ، آن وقت جفاكارى با او قبحش بيشتر خواهد بود . مثلا :
اگر حاكم شهرى ميوهاى به عنوان هديّهاى براى كسى بفرستد ، از نظر عقل زشت است كه به هديّهء او بىاعتنايى شود و اگر اين هديّه هرروز ادامه داشته باشد ، بىاعتنايى به او قبحش بيشتر خواهد بود . و اگر به همين روال
رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: ميرزا جواد آغا الملكي التبريزي
ص١٣٢