تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
هرروز هديّه‌هاى او افزايش يابد ؛ طورى كه همهء ما يحتاج زندگى او بلكه همهء امورى كه به وجود و بقاى وجودى و لوازم آن بستگى دارد از طرف حاكم در اختيار او قرار دهند بلكه از اين بالاتر حتّى نعمت‌هاى اضافى كه مورد لزوم و نيازش نيست با همهء متعلّقات آن از هرجهت كه تصوّر مىشود به‌طورىكه از شمارش كليّات آن نعمت‌ها و هديّه عاجز و ناتوان گردد چه برسد به اين‌كه بتواند جزئيات آن را شمارش نمايد بلكه همهء آنچه در جهان هستى وجود دارد از آن لحاظ كه مرتبط با يكديگرند براى او نعمت به‌شمار آيد ؛ پس وقتى ميزان نعمت‌ها به اين حدّ رسيد ، به ناچار قبح جفاكارى و بدمعامله‌گى در مقابل آنها نيز به حدّى مىرسد كه قابل شمارش نباشد ؛ حال اگر همهء اين لطف‌ها و نعمت‌ها كه فرض شد از طرف حاكم شهر نباشد بلكه از طرف سلطان مملكت باشد ، به همان قدرى كه مقام سلطان از مقام حاكم ، عظيم‌تر و برتر است ، قبح جفاكارى نيز بيشتر خواهد گشت و هرچقدر عظمت و شكوه اين سلطان انعام‌دهنده بيشتر باشد ، لابدّ عقل حكم مىكند كه قبح بىاعتنايى به چنين منعمى بيشتر است تا اين‌كه اين امر به جايى مىرسد كه در اثر عظمت منعم ، زبان‌ها از توصيف او عاجز مىگردد و عقل و عاقلان در تصوّر حقيقت عظمت او حيران و سرگردان مىشوند ؛ در اين صورت است كه قبح جفاكارى نيز از دو جهت نامحدود خواهد بود ( هم از جهت نعمت و هم از جهت عظمت نعمت‌دهنده ) ، همهء اين مسائل زمانى است كه كم‌ترين جفا و بىاعتنايى صورت پذيرد و امّا اگر جفاكارى بيشتر شد ، پس آن وقت هرمقدار كه ميزان جفا بالا برود ، درجهء قبح و زشتى نيز بالا خواهد رفت تا آن‌كه جفا به حدّى برسد كه عقل انسان آن درجه از جفا را حتّى با دشمن نيز روا نداند ؛ براى اين‌كه افراد بزرگوار