جهانيان را فداى يك حرف از حروف كلمات اين دعوتنامه كند و اين فداكارى را چيز باارزشى بهشمار نياورد بلكه سرافكنده و شرمنده باشد كه نتوانسته حق شكر و سپاس اين دعوت را آنطور كه بايد و شايد به جاى آورد ! و چگونه اينچنين نباشد درحالىكه همهء اينها در كنار اين تشريف بزرگ ، محدود و ناچيز است .
و درعينحال ، اين جان نيز يكى از نعمتها و منّتهاى اوست بر تو و همانطوركه اگر جانت را فدا كنى ، باز همين فداكارى نيز از نعمتهاى اوست ؛ پس منزّه است اين پروردگار بزرگوار كه عقلها در كرامت و بزرگوارى و معامله و رفتارى كه با بندگانش دارد ، حيراناند ؛ زيرا خداوند متعال - جلّت آلائه - با اينكه با چنين تشريفات و لطفهايى كه بر اين بندهء مسكين ، منّت گذاشته ولى باز به همين منّت قانع نشده و اكتفا نكرده بلكه وعده فرموده كه اين كرامتها را خداوند خودش بپذيرد و پاداشها و خلعتها و عطاهايى عنايت نمايد كه زبان گويندگان توانا نيز از توصيف آنها ناتوان و فهم دانشمند از درك و معرفت آنها ، كوتاه است ، بلكه به دل هيچ بشرى خطور نكرده است .
و خداوند - عزّ و جلّ - مىفرمايد : « و پاسى از شب را ( از خواب برخيز ، و ) قرآن ( و نماز ) بخوان . اين يك وظيفه اضافى براى توست ؛ اميد است پروردگارت تو را به مقامى درخور ستايش برانگيزد . » « 1 »
ما چه مىدانيم كه حقيقت « مقام محمود » چيست ؟ و چگونه مىشود آن مقام درخور ستايش را تصوّر كرد ؟ !
پس اى برادر من ، در آنچه براى تو گفتم خوب تدبّر كن كه انسان
هامش
( 1 ) - سورهء اسراء ( 17 ) ، آيهء 79 .