پروردگارت باشى ، چگونه به آن مقام بالا و درجهء والائى كه زبان از تعبير آن ناتوان بلكه عقل از تصوّر آن حيران است ، بالا خواهى رفت ؟ !
زيرا در سايهء اين ترقى و دستيابى به مقام و الا ، براى فرشتگان ، پيشوا خواهى گشت و همنشين براى پروردگار عالميان خواهى گرديد ؛ بلكه مطاع براى ملك الملوك متعال - جلّ جلاله - بهشمار خواهى آمد ؛ و اگر عليه او عصيان و سركشى نمايى و تهجّد و شبزندهدارى را سبك شمارى و دعوت به مناجاتش را ناديده بگيرى ، فاضلاب شيطان خواهى گشت . وه كه افتضاح است حال تو ! لذّت خواب تو را از پروردگار عالميان غافل مىنمايد و از مقام و درجهء مقرّبان و بالاترين مقام بزرگواران بازمىدارد و تو را به اسفل السّافلين و پستترين مقام پستفطرتان ملحق مىنمايد ! ؟
[ اى انسان مسكين ! ] مگر تو همانى نيستى كه در مصاحبت با اشراف دنيا پيشدستى مىنمودى و تمام سعى و تلاش خود را در اين رابطه به كار مىگرفتى بلكه براى همصحبت و همنشين شدن با آنها مال و آسايش خود را بذل مىكردى بلكه از اين بالاتر ، براى افتخار همنشينى با سلطان زمان خود ، خطر مرگ را هم مىپذيرفتى ؟ ! پس كجايى اى مسكين كه طالب تحصيل شرف هستى در حالىكه خون دلت را در تشرّف به صحبت سلاطين نثار مىكنى . پس اين سستى و تسامح در اجابت دعوت سلطان حقيقى چيست ؟ ! آن سلطان حقيقى كه سلطنت همهء سلاطين و پادشاهان با ذرهاى از سلطنت عظيم او قابل قياس نيست ، بلكه هرسلطنت و سلطهاى كه در مخلوقات عالم مشاهده مىشود ، همهء آنها اثرى است از آثار سلطنت عظيم خداوند متعال و سايهاى است از سايههاى سلطنت بلندمرتبه حضرت حقّ ، علاوهبر آن ، خداوند متعال ولىّ نعمت تو است ، نعمتهايى
رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى ) — صفحة 127
مساهمون: ميرزا جواد آغا الملكي التبريزي
ص١٢٧