كه تو قدرت و توان شمارش آنها را ندارى ، بلكه احدى از مخلوقات الهى توان شمارش آنها را ندارند !
پس چقدر در خسران و زيانى در اين معاملهاى كه با سلطان حقيقى بزرگ انجام مىدهى و در حق او كوتاهى مىنمايى ؟ ! بهطور قطع هيچ خدمتكارى از خدمتكاران سلطان ظاهرى چنين معامله و كوتاهى را با سلطان خود نمىكند و نه تنها با سلطان ظاهر بلكه چنين شيوهاى را با وزيران او و كارمندانش به كار نمىگيرد ، بلكه اينچنين رفتارى را حتى با همطرازهاى خودت نيز انجام نمىدهى ، زيرا زمانى كه يك شخص بزرگوار را به سوى تو بفرستد تا تو را با زبان لطيف و شيرين دعوت نمايد و اين چنين وعدههاى بزرگ و قابل توجّه را به تو ابلاغ كند [ با تمام وجود از او استقبال مىكنى ] حتى از اين بالاتر اينكه آن راه و روشى كه با خداوند متعال در پيش گرفتهاى با نوكران خودت نيز چنين شيوهاى را به كار نمىگيرى ! ؟
و بلكه حتى با دشمنان و مخالفان خود نيز اينچنين رفتارهاى سبكى انجام نمىدهى ؛ زيرا اگر دشمن انسان دعوتنامهاى جهت شركت در مجلس دوستانهاى را بهوسيلهء شخص محترم و عزيز و شريف و بزرگوارى بفرستد و از تعبيرات محبتآميز و محترمانه استفاده كند و كمال ملاطفت را در اين دعوت به كار گيرد ، انسان از اينكه چنين دعوتنامهاى را ردّ كند خجالت مىكشد ، سبحان اللّه ! كه خداوند متعال چقدر كريم و بزرگوار است ؟ ! و چقدر حليم و بردبار است ؟ ! و چقدر لطيف است ؟ !
و به جان خودم سوگند كه سزاوار است انسان تمام دنيا و آخرت و همهء نعمتها و شرفها و لذّتها و بهجت و سرورها را فداى قدمهاى مبارك اين دعوتكننده و رسول خدا نمايد بلكه سزاوار است كه جان خود و همه
رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى ) — صفحة 128
مساهمون: ميرزا جواد آغا الملكي التبريزي
ص١٢٨