تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
خيلى مىشود كه او خواب است ولى نفس‌اش ، آشكارا ذكر مىكند كه گاه است ، بيدارها هم مىشنوند . خلاصه ؛ خودش را به شراشر « 1 » وجودش ، تسليم حضرت او - جلّ جلاله - نمايد . وقتى كه بيدار شد ، اوّل متذكّر بشود كه اين اعادهء روح به بدن او ، نظير احياى بعد الموت است و اين نعمت جديدى است ؛ چرا كه هزاران به خواب رفتند ، بيدار نشدند مگر در قبر در حالى كه نعمت اقتدار از عمل ، از ايشان سلب شده مىگفتند :
رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ
[ « پروردگار من ! مرا بازگردانيد ، شايد در آنچه ترك كردم ( و كوتاهى نمودم ) عمل صالحى انجام دهم . » ] و جواب شنيدند :
كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها
[ « چنين نيست ! اين سخنى است كه او به زبان مىگويد ( و اگر بازگردد ، كارش همچون گذشته است ) . » ] آن وقت سجدهء شكرى به‌جاى آورده ، به خودش بگويد : تو را كه جواب كلّا نگفتند و برگرداندند ، تو مىتوانى در اين بيدارى - كه بيدار شدى - علاج تمام ما سبق و تدارك تمام مافات را بكنى و خودت را از مقرّبين گردانى . خلاصه ؛ در عرض اين يك روز تجارتى بكنى كه ربح سلطنت دنيا و آخرت را ببرى ، بلكه تجارتى بكنى كه ربحش ، قرب خداوند جليل
هامش
( 1 ) - سراسر .