تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منازل الآخرة والمطالب الفاخرة ( سرنوشت انسان هنگام مرگ و بعد از آن ) ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
آن جماعتى كه مساكن سعادت و منازل باقيهء آخرت را در نظر دارند چنان نمايد كه اين غار در نظر ما مىنمايد ، و بدنهاى ما نزد كسانى كه پاكيزگى و نضارت و حسن و جمال معنوى را فهميده‌اند ، چنان نمايد كه اين دو بدقيافهء زشت در نظر ما مىنمايند ، و تعجّب آن سعادتمندان از لذّت و شادى ما به عيشهاى دنيا ، مانند تعجّب ما باشد از لذّت اين دو شخص به حال ناخوشى كه دارند . پادشاه گفت : آيا مىشناسى جمعى را كه به اين صفت كه بيان كردى موصوف باشند ؟ وزير گفت : بلى . پادشاه گفت : كيستند ايشان ؟ وزير گفت كه : ايشان لذّت آن را دانسته‌اند و پيوسته طالب سعادتهاى آخرتند . پادشاه گفت كه : ملك آخرت كدام است ؟ وزير گفت : آن ، نعيم و لذّتى است كه شدّت و جفا بعد از آن نمىباشد ، و غنائى است كه بعد از آن فقر و احتياج نمىباشد . پس فى الجمله صفات ملك آخرت را بيان كرد تا آن‌كه پادشاه گفت كه : آيا براى داخل شدن آن خانه و فايز شدن به آن سعادت فرزانه راهى و وسيله‌اى مىدانى ؟ وزير گفت : بلى ، آن خانه مهيّا است براى هركه آن را از راهش طلب نمايد . پادشاه گفت : چرا تو پيش از اين مرا به چنين خانه راه نمىنمودى و اوصاف آن را براى من بيان نمىكردى ؟ وزير گفت : از جلالت و هيبت پادشاهى تو حذر مىكردم . پادشاه گفت : اگر اين امرى كه تو وصف كردى البته واقع باشد ، سزاوار نيست كه ما او را ضايع كنيم و سعى در تحصيل آن ننمائيم ، بلكه بايد جهد كنيم تا خبر آن را مشخّص نمائيم و به آن ظفر يابيم . وزير گفت : رخصت مىفرمائى كه مكرّر وصف آخرت براى شما بيان كنم تا يقين شما زياده گردد ؟ پادشاه گفت : بلكه تو را امر مىكنم كه شب و روز در اين كار باشى و نگذارى كه من به امر ديگرى مشغول گردم ، و دست از اين سخن برندارى به درستى كه اين امر ، عجيب و غريب است كه آن را سهل نمىتوان شمرد ، و از چنين امر عظيمى غافل