قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : و اعلموا انّ كلّ امرىء على ما قدّم قادم و على ما خلّف نادم . « 1 »
از امالى مفيد نيشابورى و تاريخ بغداد نقل شده كه : وقتى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام حضرت خضر را در خواب ديد ، از او نصيحتى طلب فرمود . او كف دست خود را به آن حضرت نشان داد ، ديد به خط سبزى در آن نوشته شده :
قد كنت ميتا فصرت حيّا * و عن قليل تعود ميتا
فابن لدار البقاء بيتا * و دع لدار الفناء بيتا « 2 »
مثل سوم
نقل است كه پادشاهى بود در نهايت عقل و فطانت ، و مهربانى داشت با رعيّت ، و پيوسته در اصلاح ايشان مىكوشيد و به امور ايشان مىرسيد .
آن پادشاه وزيرى داشت موصوف به صدق و راستى و صلاح و در اصلاح امور رعيّت اعانت به او مىنمود و محلّ اعتماد و مشورت او بود ، و پادشاه هيچ امرى را از او مخفى نمىداشت و وزير نيز با پادشاه بر اين منوال « 3 » بود ، و لكن وزير به خدمت علماء و صلحا و نيكان بسيار رسيده بود و سخنان حق از ايشان فراگرفته بود ، و محبّت ايشان را به جانودل قبول كرده بود ، و به ترك دنيا راغب بود ، و از جهت تقيّهء از پادشاه و حفظ نفس خود از ضرر او هرگاه به خدمت او مىآمد ، به ظاهر سجدهء بتان مىكرد و تعظيم آنها مىنمود و از غايت اشفاق « 4 » و مهربانى كه به آن پادشاه داشت پيوسته از گمراهى و ضلالت او دلگير و غمگين بود ، و منتظر فرصت بود كه در محلّ مناسبى او را نصيحت كند و او را هدايت نمايد ، تا آنكه شبى از شبها بعد از آنكه مردم همگى به خواب رفته بودند ، پادشاه به وزير گفت كه : بيا سوار شويم و در اين شهر بگرديم و ببينيم كه احوال مردم چون است ؟ و مشاهده نمائيم آثار بارانها را كه در اين ايّام بر ايشان باريده است .
هامش
( 1 ) - بدانيد و بهراستى كه مرد بر آنچه كه پيش فرستد برسد ، و بر آنچه كه بنهد ( و براى وارث بگذارد ) پشيمان گردد . « غرر الحكم 1 / 228 ف 9 ح 130 ، ترجمهء مرحوم محمّد على انصارى طاب ثراه » .
( 2 ) - مناقب 2 / 247 عنه سفينة البحار ج 1 ص 391 مادّه خضر . ترجمهء اشعار : مرده بودى زنده شدى و طولى نمىكشد مرده مىشوى ، براى خانهء بقاء خانهاى بنا كن و براى خانهء فنا و نيستى خانهاى واگذار .
( 3 ) - روش ، اسلوب .
( 4 ) - دلسوزى