تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منازل الآخرة والمطالب الفاخرة ( سرنوشت انسان هنگام مرگ و بعد از آن ) ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
مؤلّف گويد كه : از براى غفلت آدمى از مرگ و اهوال بعد از آن و اشتغالش به لذّات عاجلهء فانيهء دنيا ، مثلى بهتر از اين در انطباق آن با ممثّل آن ذكر نشده ، پس شايسته است كه خوب تأمّل در آن شود تا شايد سبب تنبّه از خواب غفلت شود . و در خبر است كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام داخل بازار بصره شد ، و نظر فرمود به مردم كه مشغول بيع و شرا مىباشند ، گريست گريهء سختى ، پس فرمود : « اى عبيد دنيا و عمّال اهل دنيا ! هرگاه شما روزها مشغول سوگند خوردن و سوداگرى باشيد ، و شبها در رختخواب و فراشهاى خود در خواب باشيد ، و در اين بينها از آخرت غافل باشيد ، پس چه زمان زاد و توشه براى سفر خود مهيّا مىكنيد و فكرى براى معاد خود مىنمائيد ؟ ! » . مؤلّف گويد : مناسب ديدم اين چند شعر را در اينجا ذكر كنم :
اى به غفلت گذرانيده همه عمر عزيز * تا چه دارى و چه كردى عملت كو و كدام توشهء آخرتت چيست در اين راه دراز * كه تو را موى سفيد از اجل آورد پيام مىتوانى كه فرشته شوى از علم و عمل * ليك از همّت دون ساخته‌اى با دد « 1 » و دام چون شوى همره حوران بهشتى كه تو را * همه در آب و گياه است نظر چون انعام جهد آن كن كه نمانى ز سعادت محروم * كار خود ساز كه اينجا دو سه روزيست مقام
* * * و شيخ نظامى گفته است : « 2 »
حديث كودكى و خودپرستى * رها كن ، كان خمارى بود و مستى چو عمر از سى گذشت و يا كه از بيست * نمىشايد دگر چون غافلان زيست نشاط عمر باشد تا چهل سال * چهل رفته فروريزد پروبال پس از پنجه نباشد تندرستى * بصر كندى پذيرد پاى سستى چو شصت آمد ، نشست آمد پديدار * چو هفتاد آمد افتاد آلت از كار به هشتاد و نود چون در رسيدى * بسا سختى كه از گيتى كشيدى از آنجا گر به صد منزل رسانى * بود مرگى به صورت زندگانى
هامش
( 1 ) - « دد » جانوران درنده‌اند چون شير و پلنگ و غير اينها ، « دام » عكس آن است مانند آهو و غير و به معنى زخارف دنيويّه نيز آمده ( منه ) . ( 2 ) - اين دو شعر را مؤلّف در سفينة البحار ج 2 ص 257 نيز آورده است .