به وحدت در نباشد هيچ كثرت * دو نقطه نبود اندر اصل وحدت
ندانم خال او عكس دل ماست * و يا دل عكس خال روى زيباست
ز عكس خال او دل گشت پيدا * و يا عكس دل آنجا شد هويدا
دل اندر روى او يا اوست در دل * به من پوشيده گشت اين راز مشكل
اگر هست اين دل ما عكس آن خال * چرا مىباشد آخر مختلف حال ؟
گهى چون چشم مخمورش خراب است * گهى چون زلف او در اضطراب است
گهى روشن چو آن روى چو ماهست * گهى تاريك چون خال سياهست
گهى مسجد بود گاهى كنشتست * گهى دوزخ بود گاهى بهشتست
گهى برتر شود از هفتم افلاك * گهى افتد به زير توده خاك
پس از زهد و ورع گردد دگر بار * شراب و شمع و شاهد را طلبكار
سؤال 16 [ شراب و شمع و شاهد را چه معنىست ؟ خراباتى شدن آخر چه دعوىست ؟ ]
شراب و شمع و شاهد را چه معنىست ؟ * خراباتى شدن آخر چه دعوىست ؟