هميشه فيض فضل حق تعالى * بود از شأن خود اندر تجلّى
از آن جانب بود ايجاد و تكميل * وز اين جانب بود هر لحظه تبديل
و ليكن چون گذشت اين طور دنيى * بقاى كل بود در دار عقبى
كه هر چيزى كه بينى بالضرورت * دو عالم دارد از معنى و صورت
وصال اولين عين فراق است * مر آن ديگر ز عند الله باق است
مظاهر چون فتد بر وفق ظاهر * در اول مىنمايد عين آخر
بقا اسم وجود آمد و لكن * بجايى كان بود ساير چو ساكن
هر آنچ آن هست بالقوه درين دار * به فعل آيد در آن عالم به يك بار
قاعدة
ز تو هر فعل كاول گشت صادر * بر آن گردى به بارى چند قادر
به هر بارى اگر نفع است اگر ضرّ * شود در نفس تو چيزى مدّخر
به عادت حالها با خوى گردد * به مدت ميوهها خوشبو گردد