تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
هر انكس را كه مذهب غير جبر است * نبى فرمود كو مانند گبر است
چنان كان گبر يزدان و اهرمن گفت * مرين نادان احمق ما و من گفت
به ما افعال را نسبت مجازيست * نسبت خود در حقيقت لهو بازيست
نبودى تو كه فعلت آفريدند * ترا از بهر كارى برگزيدند
به قدرت بىسبب داناى بر حق * به علم خويش حكمى كرده مطلق
مقدر گشته پيش از جان و از تن * براى هر يكى كارى معيّن
يكى هفتصد هزاران سال طاعت * بجاى آورد و كردش طوق لعنت
دگر از معصيت نور و صفا ديد * چو توبه كرد نام اصطفا ديد
عجب‌تر آنكه اين از ترك مأمور * شد از الطاف حق مرحوم و مغفور
مر آن ديگر ز منهى گشته ملعون * زهى فعل تو بىچند و چه و چون
جناب كبريايى لا ابالى است * منزّه از قياسات خيالى است
چه بود اندر ازل اى مرد نااهل ؟ * كه اين يك شد محمد و آن ابو جهل