تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣

جواب

وصال حق ز خلقيّت جداييست * ز خود بيگانه گشتن آشنايىست
چو ممكن گرد امكان برفشاند * بجز واجب دگر چيزى نماند
وجود هر دو عالم چون خيال است * كه در وقت بقا عين زوال است
نه مخلوق است آنكو گشت و اصل * نگويد اين سخن را مرد كامل
عدم كى راه يابد اندرين باب ؟ * چه نسبت خاك را با ربّ ارباب
عدم چبود كه با حق و اصل آيد * وزو سير و سلوكى حاصل آيد
اگر جانت شود زين معنى آگاه * بگويى در زمان استغفر اللّه
تو معدوم و عدم پيوسته ساكن * به واجب كى رسد معدوم ممكن
ندارد هيچ جوهر بىعرض عين * عرض چبود كه لا يبقى زمانين
حكيمى كاندرين فن كرد تصنيف * به طول و عرض و عمقش كرد تعريف
هيولى چيست جز معدوم مطلق ؟ * كه مىگردد به دو صورت محقق
گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 53 | الشيخ محمود الشبستري