تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز ربانى ( اسرار الوحى سبحانى ) در شرح حديث قدسيه معراجيه ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
طمع . حسن عجب بماند از وى .

31 . طالب علمى ( ص 136 )

در منهاج العابدين « امام محمد غزالى ، ترجمهء عمر بن عبد الجبّار ساوى ، تصحيح احمد شريعتى ، ص 26 آمده است : از كهمش بن الحسين به ما رسيده است كه گفته است كه گناهى كرده‌ام و چهل سال است كه بر آن مىگريم . پرسيدند آن چه گناه بود ؟ گفت : دوستى زيارت من آمد . براى او ماهى خريدم . چون بخورد ، برخاستم و پارهء گل از ديوار همسايه غيرى بگرفتم تا بدان دست بشست . در رسالهء قشيريه : مردى نامه‌اى نوشت ، اندر سرايى كه بكرا گرفته بود . خواست كه خاك بر آن نامه كند از ديوار آن خانه . گفت : خانه بكرا گرفته‌ام ؛ نشايد . پس گفت : اين را خطرى نباشد . خاك بر ان نامه كرد . هاتفى آواز داد آنكه اين خاك را سبك داشت ، فردا بداند چون با وى شمار كنند .

32 . سفيان ثورى ، بخواب ديدند ( ص 137 )

ترجمهء رسالهء قشيريه ، ص 172 ، تذكرهء 180 ، ج 1 از رسالهء قشيريه : سفيان ثورى را به خواب ديدند كه دو پر داشتى اندر بهشت ؛ از اين درخت بدان درخت همى پريدى . گفتند : اين به چه يافتى ؟ گفت : به ورع .

33 . جمعى از صبيان بازى مىكردند ( ص 137 )

رسالهء قشيريه ص 169 : على العطار گويد : به بصره بگذشتم . جايى چند پير ديدم نشسته و كودكان گرد ايشان اندر بازى مىكردند . من گفتم : اى كودكان ! از اين پيران شرم نداريد ؟ كودكى گفت : اين پيران را ورع ضعيف است . هيبشان برخاست . ( رك . شرح تعرف ، ج 1 ، ص 81 )

34 . ورع در ترك شهوت و اكل ( ص 138 )

اسحق بن خلف در رسالهء قشيريه ، ص 167 آمده است : اسحق بن خلف گويد : ورع اندر سخن ، صعبتر از آنكه اندر زر و سيم ؛ و زهد اندر رياست ، صعبتر از آنكه اندر زر و سيم ، زيرا كه تو آن را بذل مىكنى اندر طلب رياست .

35 . ورع دو قسمت ظاهر و باطن ( ص 141 )

يحيى بن معاذ
راز ربانى ( اسرار الوحى سبحانى ) در شرح حديث قدسيه معراجيه ( فارسى ) — صفحة 216 | عزيز الدين النسفي / مير سيد علي الهمداني