تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز ربانى ( اسرار الوحى سبحانى ) در شرح حديث قدسيه معراجيه ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
بود « 1 » و در نماز ، به قيام بسيار ايستد « 2 » و خاموشى ، پيرايهء او بود ؛ و كار خود به من گذاشته بود ؛ و بسيار گريد و اندك خندد ؛ و صاحب زهد را جليس خود سازد ؛ و علما را دوست دارد ؛ و فقرا را رفيق خود شمرد ؛ و رضاى مرا جويان بود ؛ و از سخط من ، او « 3 » گريزان بود ؛ و از خلق بگريزد ؛ و [ از معاصى ] « 4 » ؛ باپرهيز بود ؛ و شغل او ذكر بود « 5 » ؛ و دايم در تسبيح بود ؛ و به وعده صادق بود ؛ و به عهد واثق بود ؛ و دل وى طاهر بود ؛ و در صلوة زاكى ، و زاهد بود « 6 » ؛ و در اداى فرايض ، مجتهد بود ؛ و به ثواب من راغب بود ؛ و از عذاب من مشفق باشد ؛ « 7 » و با دوستان من ، انيس و جليس بود « 8 » . چون بدين صفات حميده آراسته بود ، دعوى دوستى و محبت من از وى درست بود ؛ و در راه بندگى من ، چيست بود . دوستان در خدمت آراسته بوند « 9 » و در قربت پيراسته .

بيت « 10 »

تا توانى به بندگى مىكوش * دين به دنياى مختصر مفروش
شاد مىباش در ره تسليم * روز و شب بر در إله مقيم
ابراهيم شيبان « 11 » - رحمة الله عليه گويد : چون شحنهء خوف در سراى دل مقيم شود « 12 » ، مواضع شهوات را به آتش انتقام بسوزد ، و شمع معرفت در دل برافروزد ؛ و رغبت دنيا را از دل تأخير كند « 13 » . سهل بن عبد الله « 14 » را پرسيدند كه : مرد گرسنه بسيار « 15 » مىباشد ؛ زبانهء آتش گرسنگى كجا مىرود ؟ گفت : [ آب ] حكمت ، آتش گرسنگى را و نايرهء شهوت را مىكشد و فرو مىنشاند « 16 » .
هامش
( 1 ) . و خواب او را در سجود يابد . ( 2 ) . و در قيام بسيار ايستد . ( 3 ) . ( او ) ندارد . ( 4 ) . ( از معاصى ) افتاده است . ( 5 ) . به ذكر من بود . ( 6 ) . و در نماز ، ذاكى و زاهد بود . ( 7 ) . ترسان بود . ( 8 ) . و با دوستان ما جليس انيس بود . ( 9 ) . باشند . ( 10 ) . مثنوى . ( 11 ) . شيبانى . ( 12 ) . بود . ( 13 ) . در دل ناچيز كند . ( 14 ) . سهل بن عبد الله رحمة الله . ( 15 ) . ( بسيار ) ندارد . ( 16 ) . ( آب ) ندارد ؛ بعد از گرسنگى ( را ) ندارد .
راز ربانى ( اسرار الوحى سبحانى ) در شرح حديث قدسيه معراجيه ( فارسى ) — صفحة 178 | عزيز الدين النسفي / مير سيد علي الهمداني