[ يا احمد ! ] ليس شيىء من العباده احبّ الىّ من الصّمت و الصّوم فمن صام و لم يحفظ لسانه كان كمن قام و صلّى « 1 » و لم يقرأ فى صلواته شيئا « 2 » فاعطيه أجر القيام و لا اعطيه « 3 » اجر العابدين « 4 » .
« 5 » اى احمد ! نيست هيچ عبادت به حضرت من پسنديدهتر و دوستداشتهتر از روزه و خاموشى ؛ و هر كه روزه دارد و زبان نگاه ندارد ، چنانست كه در نماز قيام آرد « 6 » و حق قرائت فروگذارد ؛ ثواب « 7 » رنج و قيام يابد ، اما از فضيلت قرائت محروم بود « 8 » . چون قهر كردى ، شهوت خوردن را شهوت گفتن « 9 » را فروبند تا شايسته [ شهود ] گردى « 10 » .
روزهء اهل معرفت « 11 » ، اول چشم بستن است از نظر « 12 » و روزهء گوش از شنيدن كلام بى [ خير ] « 13 » و صوم لسان باز بردن از نابود معتبر « 14 » و مراعات دل از خواطر و فكر با [ ضرر ] « 15 » و ترك حركات و سكنات بىبصر « 16 » : « فيما لا يؤمر » « 17 » . هر كه « 18 » چنين روزه گرفت ، اگر يد و جارحه به اكل و شرب و مباشرت حلال شروع كند ، وى در طريقت از جملهء صايمان است ؛ و اگر بدين دو جارحه روزه گيرد و مراعات نهى بجاى « 19 » نيارد ،
هامش
( 1 ) . ب : . . . قام و لم يقرأ فى صلاته .
( 2 ) . ب : ( شيئا ) ندارد .
( 3 ) . ب : و لم اعطه .
( 4 ) . اعطاه .
( 5 ) . خطاب فرمود كه .
( 6 ) . قيام نمايد .
( 7 ) . پس ثواب .
( 8 ) . از فضيلت قرائت و ثواب عابدان محروم بود .
( 9 ) . و شهوت گفتن .
( 10 ) . چون شهوت خوردن را قهر كردى ، شهوت گفتن را فروبندى تا شايسته شهود گردى .
بيتعاشقان را چه چاره جز آنك * لب ببندند و در تو مىنگرند .( 11 ) . گفتهء ايشان است كه روزهء اهل معرفت .
( 12 ) . از حرام .
( 13 ) . س : بىعيب ؛ مير : و گوش از شنيدن كلام بىخير .
( 14 ) . و زبان بستن از سخن نامعتبر .
( 15 ) . از خواطر و فكر با ضرر ؛ س : با صدر .
( 16 ) . س : بىصبر ؛ مير : بىبصر .
( 17 ) . فيمالم يؤمر .
( 18 ) . س : هم هر كه .
( 19 ) . س : ( بجاى ) ندارد .