شود در امور نفس به عيوب خود و در سراير حق به غيوب « 1 » ؛ و از ديد عيوب ديگران ، به ديدن عيوب « 2 » خود مشغول شود ؛ و حيل ديو و مكر نفس و مكايد هوا را فهم كند ، تا نفس و هوا را بر وى دسترس نماند « 3 » .
بيت « 4 »
روزه بىخاموشى ز غيبت و لهو « 5 » * چون نمازى بود سراسر سهو
روزه را گر نهادهاى تو اساس « 6 » * پس فروبند راه پنج حواس
يحيى معاذ - رحمة الله عليه - گويد « 7 » : آتش گرسنگى نوريست كه نار شهوت « 8 » را بميراند . ذوالنون - رحمة الله عليه - گفت « 9 » : جوانى را ديدم منور ، چشم ؛ در كعبهء معظمه نهاده و آثار جوع و رياضت و امارات تغيير در ناصيت مبارك او پديد آمده . دينارى داشتم ؛ بر دست او نهادم . برون انداخت ؛ گفت : اى ذوالنون ! اين دست تهى و شكم خالى و دل فارع را به سى هزار دينار خريدهام ؛ به يك دينار هرگز نفروشم « 10 » .
بيت « 11 »
نفس و شهوت را به جوع بسوز * ز اندرون شمع عقل را بفروز
چون زبانت شود ز نطق خموش * بشنوى نطق جان و دل بىگوش
هامش
( 1 ) . ( غيوب ) ندارد .
( 2 ) . به ديد عيوب .
( 3 ) . تا شيطان و نفس را بر وى دسترسى نباشد .
( 4 ) . مثنوى .
( 5 ) . روزه بىخامشى غيبت و لهو .
( 6 ) . روزه گر زانكه مىنهى تو اساس .
( 7 ) . عليه الرحمه گويد كه .
( 8 ) . نار شهوت نفس .
( 9 ) . ذو النون مصرى - قدس الله سره - گويد كه .
( 10 ) . مطالب ، تقديم و تأخير دارد . الف : يحى معاذ در آخر آورده شده و قبل از آن به ترتيب ( ذو النون مصرى ) و ( مظفر ترمدى ) آمده است ؛ ب : بجاى حكايت ذو النون ، اين مطلب آورده شده : ذو النون مصرى - قدس الله سره گويد كه : روزهء جسم ، ترك شراب و طعامست و روزهء روح ، ترك ذنوب و آثام است .
مظفر ترمدى - رحمة الله عليه - گفت كه : گرسنگى چون با قناعت جمع شود ، شجرهء نهاد ، ثمرهء حكمت بردهد ؛ و دل ، چشمهسار معرفت گردد و جان ، حيات ابدى يابد و در شبستان سينه ، شمع محبّت افروخته گردد و در دار الملك دل ، عقل با ذكا و فطنت بود .
( 11 ) . مثنوى .