تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز ربانى ( اسرار الوحى سبحانى ) در شرح حديث قدسيه معراجيه ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
آيد « 1 » و مسافر جنت « 2 » و رضوان كه مهمانسراى رحمانست ، گردد . اين بنده را لباس عظمت درپوشم و عمامهء عزت بر سر نهم . « 3 » اينست حقيقت عيش هنىّ و حيات مرضى باقى . « 4 »

بيت

دنيا چه بود كه از پى بيش و كمش « 5 » * انديشه كند كسى ز جور و ستمش
پيداست نهايت وجود و عدمش * او نيز بمانده گير شادى و غمش « 6 »
گفتهء اهل معرفت است : « 7 » چون بنده را انابت از معصيت قليل بود ، « 8 » مناجات وى با حق « 9 » طويل بود و تن وى « 10 » از شرم گناه و تقصير اطاعت ، عليل بود « 11 » و مونس وى ذكر و نالهء ملك جليل بود . « 12 » رابعه - رحمها الله « 13 » - در مناجات مىگفت : الهى ! همت من در دنيا ، ذكر تست و در آخرت ، مشاهدت تو « 14 » - اين دو آرزوى مرا « 15 » در دنيا و آخرت راست‌دار ؛ باقى با من هر چه خواهى كن . « 16 »

حكايت « 17 »

شقيق بلخى - رحمة الله عليه - مىگويد : « 18 » هلاك بيشتر خلايق در دو چيز است : يكى
هامش
( 1 ) . و از شيطان سراى ، به مقام خلد جاويد خرامد . ( 2 ) . باغ جنت . ( 3 ) . س : بر دوش او . ( 4 ) . ( باقى ) ندارد . ( 5 ) . س . دنيا كه بود كس از پى بيش و كمش . ( 6 ) . س : او مانده بود همه به شادى و غمش . ( 7 ) . اهل معرفت - قدس الله اسرارهم - گفته‌اند . ( 8 ) . س : چون انائت قليل بود . ( 9 ) . به حضرت حق . ( 10 ) . ( وى ) ندارد . ( 11 ) . ثقيل بود . ( 12 ) . مؤانست او با ياد ملك جليل بود . ( 13 ) . رحمة الله عليها . ( 14 ) . مشاهدت جمال وصال تو . ( 15 ) . تو اين دو آرزوى من . ( 16 ) . مىكن . ( 17 ) . ( حكايت ) ندارد . ( 18 ) . گويد كه .