تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز ربانى ( اسرار الوحى سبحانى ) در شرح حديث قدسيه معراجيه ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
فرمود : ثمرهء روزه ، قلّت مؤنت و قلت طعام « 1 » . و عبادت ديگر ، خاموشى . و خاموشى اندرون « 2 » ، حكمت بار آرد ؛ و درخت حكمت ، ثمرهء معرفت بردهد « 3 » . و ميوهء معرفت ، قوت [ يقين ] « 4 » افزايد . چون باطن بنده ، به نور يقين آراسته شود ، بنده را ميان عسر و يسر و تنگ‌دستى و فراخ‌دستى تفاوت برخيزد « 5 » و فقر و غنا بر وى يكسان شود . بنده را در روضهء رضا بار دهند و نفس او راضيهء مرضيه شود . تا مىگويد :

نظم

[ و حكمت الى المحبوب امرى كله * فان شاء احيائى و ان شاء اتلفا ]
[ يارم ره و رسم عشق نيكو داند * هر نكته كه شرطست در اين او داند ] « 6 »
بگذاشته‌ام مصلحت خويش به دو * گر بكشدم و زنده كند او داند « 7 »
هر كه را به مقام رضا رسانيديم « 8 » او را سه عطا روزى كنيم « 9 » و سه كرامت فضيلت كنيم « 10 » : شكرى توفيق دهيم ، كه جهل با وى نياميزد . [ و توفيق ذكر خود دهيمش كه فراموشى را با آن كار نبود ] « 11 » . و به محبتى او را مخصوص كنيم ، « 12 » كه دوستى ما را « 13 » بر دوستى خلق بگزيند « 14 » . و چون مرا به دوستى گيرد ، من او را به دوستى پذيرم و در زمرهء دوستان خودش جاى دهم ، و دوستى او را در دل خلق افكنم ، و ديدهء دل او را به ديد بزرگى « 15 » و جلال خود بگشايم ، تا بر وى چيزى از ملكوت پوشيده نماند « 16 » از علم خاص خلق من . و در تاريكى شب شبهت ، شمشير او باشم . « 17 » و در روشنايى روز ، محدث او « 18 » .
هامش
( 1 ) . گفت : اول قلت طعام و قلت مؤنت و قلت كلام . ( 2 ) . خاموشى حكمت بار آرد . ( 3 ) . بار دهد . ( 4 ) . س : قوت رفتن ؛ مير : قوت يقين . ( 5 ) . بنده را ميان عزت و خوارى و فراخى و تنگى . ( 6 ) . س : دو بيت اول و دوم را ندارد . ( 7 ) . مصرع دوم : گر بكشد و گر زنده كند او داند . ( 8 ) . رسانيدم . ( 9 ) . روزى كنم . ( 10 ) . و سه فضيلت كرامت كنم . ( 11 ) . عبارت داخل قلاب ، از نسخهء مير اضافه شد . ( 12 ) . مخصوص كنم . ( 13 ) . دوستى مرا . ( 14 ) . گزيند . ( 15 ) . به دست بزرگى . ( 16 ) . از ملكوت ، چيزى پوشيده نماند . ( 17 ) . و در تاريكى شب ، منير ضمير او باشم و با او راز گويم . ( 18 ) . محدث او باشم .