تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز ربانى ( اسرار الوحى سبحانى ) در شرح حديث قدسيه معراجيه ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
نقصان « 1 » شتابزدگى نبود ؛ و دل ايشان را از نور حياى خود پر گردان « 2 » تا هر زمان شرم دارند « 3 » ؛ و ديدهء بصيرت ايشان را به ديدن آيات بيّنات خود بگشاى ، تا آفات نفس و آفات دنيا و وساوس ديو را بشناسند « 4 » . و تو داناترى « 5 » به علمهاى پنهان . اى جوانمرد ! جهد كن ، تا خود را به زهد و حسن معاملت نشانهء تير دعاى نيك از كمان‌كش « 6 » صواب [ پرتاب ] قاب قوسين سازى « 7 » كه هر كه ناوك سحر به دست سهر انداخت ، هرگز از هدف اجابت ، خطا نكند « 8 » . امروز از كيش نفس بد كيش بيرون آى « 9 » اتا فردا [ ى قيامت ] در قربان شفاعت و حمايت او قبول يا بى « 10 » . طالب علمى چيزى مىنوشت « 11 » ، دير خشك مىشد « 12 » . پارهء خاك وقف از ديوار « 13 » به سرانگشت بر روى كاغذ پاشيد « 14 » بر اميد آنكه برين قدر « 15 » مضايقت نرود . هاتفى آواز داد « 16 » : « سيعلم المتسخفّ بالتراب ما يلقى من شدّة العذاب » « 17 » ( زود بود كه سبك دارندهء ذراير خاك ، به عذاب گران و آتش سوزان درماند « 18 » و بجز باد ندامت و آب حسرت « 19 » ، به دست او چيزى نماند ) .
هامش
( 1 ) . ( نقصان ) ندارد . ( 2 ) . بزرگ و پر گردان . ( 3 ) . شرم دارند از تو . ( 4 ) . و وسواس ديو و ضرر دنيا را بشناسند . ( 5 ) . عبارت ( تو داناترى ) ندارد . ( 6 ) . كمان كيش . ( 7 ) . صواب پرتاب قاب قوسين سازى . ( 8 ) . ناوك سحرى كه به دست سهر هر كه انداخت هرگز از هدف اجابت خطا نكند . رباعىآه سحر از سينه چو ناگاه جهد * در خرمن مه آتش از آن آه جهداز نه سپر سپهر بيرون گذرد * هر تير دعا كه در سحرگاه جهد .( 9 ) . امروز از كيش بد كيشى نفس . ( 10 ) . تا فرداى قيامت . ( 11 ) . بجاى ( طالب علمى ) ، ( جمعى كودكان بازى مىكردند ) آمده است . ( 12 ) . و دير . ( 13 ) . پارهء خاك از ديوار وقف . ( 14 ) . بر روى كاغذ تراشيد . ( 15 ) . بر اين قدر خاك . ( 16 ) . از هاتفى شنيد . ( 17 ) . سيعلم المستحق ما ينفى التراب ما بلغ من شده العذاب . ( 18 ) . زود بود كه به سبك داشت اين خاك به عذاب . ( 19 ) . آب حسرت و باد ندامت .