اشارت روح تيز گوش باشند . پارهء مجاهدت « 1 » براى يافت مشاهدت كشد ، نه براى نشاط نور « 2 » و نه براى خوف نار ، در ملكوت آسمان و زمين ، به ديدهء اعتبار نگرند ؛ نعت [ خداى ] عزّ و علا تبعت طبايع و عناصر حضرت كبرياى او را شناسند « 3 » ؛ رفعت افلاك را با سرگشتگى و نگونسارى همعنان عيان بينند ؛ و سكون زمين را با خاكسارى و خوارى به هم يابند « 4 » ؛ در صنع صانع نگرند ؛ دنيا و آخرت ، مريشان را يكى گشته بود ، يعنى آخرت آمدنى را آمده بينند و دنيا [ ى ] فانى را فنا گشته شمارند .
شبلى - رحمة الله عليه - گفت « 5 » : ورع به صدق آنست كه هر چه جز حق ( بود ) « 6 » ، از همه پرهيز كنند « 7 » .
يحيى معاذ - رحمة الله عليه - گفت « 8 » . ورع صادق آنست « 9 » كه جنبش و آرام [ او ] « 10 » جز به رضاى حق نبود .
حسن بصرى - رحمة الله عليه - گفت « 11 » : يكى از اولاد حضرت امير المؤمنين على - عليه السلام « 12 » - را پرسيدم « 13 » كه استوارى دين در چيست ؟
گفت : در ورع .
گفتم : آفت و خرابى او در چيست « 14 » ؟
گفت : در طمع « 15 » .
هامش
( 1 ) . بار مجاهدت .
( 2 ) . نه براى بساط نور .
( 3 ) . تعب خداى عزّ و جل بى تعب طبايع و عناصر كشند ؛ حضرات كبرياى او را شناسند .
( 4 ) . مانند .
( 5 ) . شبلى - قدس الله سره - گفت كه .
( 6 ) . جز حق بود .
( 7 ) . حكايات در نسخهء مير با تقديم و تأخير آمده است .
( 8 ) . يحيى معاذ الله - رحمة الله عليه - گويد .
( 9 ) . ورع به صدق آن بود .
( 10 ) . س ( او ) ندارد .
( 11 ) . گويد كه .
( 12 ) . حضرت ندارد . بجاى عليه السلام ، كلمهء ديگرى بوده كه عمدا پاك شده و بجاى آن ، عليه السلام نوشته شده است .
( 13 ) . گفتم .
( 14 ) . آفت و خرابى او در دين از چيست ؟
( 15 ) . از طمع .