تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز ربانى ( اسرار الوحى سبحانى ) در شرح حديث قدسيه معراجيه ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
خوردن ، به نعمت حامدان باشند « 1 » و در آخر تناول نعمت شاكر [ ان ] « 2 » ؛ و دعا و مناجات ايشان را به حضرت عزّت ، بار بود ؛ و قصهء ايشان ، مرفوع بود « 3 » ؛ و سخن ايشان به بارگاه حق ، مسموع شود « 4 » ؛ فرشتگان به ديدن ايشان ، شادمان باشند ؛ و دعاى ايشان ، گرد سراپردهء غيب پرواز مىكند ؛ مولى تعالى ذكر ايشان را دوست مىدارد « 5 » ، چنان كه مادر مهربان ، سخن فرزند خود را دوست دارد ؛ دل ايشان را « 6 » طرفة العينى از حق غيبت نبود « 7 » ؛ به طعام زيادتى و لباس فزونى « 8 » ، التفات ننمايند ؛ هر كه از حق غافل بود [ و غايب بود او را ] « 9 » از مردگان شمرند ؛ حىّ كريم « 10 » ، خداوند رحيم را دانند ، آن خدايى كه گريختگان را به كرم مىخواند تا قبول كند و مقبولان را به واسطهء خدمت [ به حرمت ] « 11 » ، بر مائدهء لطف و كرم مىنشاند ؛ دنيا « 12 » و آخرت ، به نزد ايشان يكى شده بود « 13 » ، يعنى به تن با دنيا و [ به ] دل با عقبى و به سر با مولى باشند ؛ عامهء خلق يك بار ميرند و اين عزيزان ، روزى هفتاد بار نفس « 14 » را هر دم « 15 » به بىمرادى [ شربت ] مرگى بچشانند « 16 » ؛ پيوسته در مجاهدت و مكايدت هوا و نفس و ديو باشند ، زيرا كه شيطان را دانند كه در عروق و مجارى چون خون در مىآيد ؛ اگر باد سخت‌تر وزد « 17 » ، درخت نهاد ايشان را از پاى درآرد ؛ از غايت ضعف و نحافت و نازكى و لطافت « 18 » و با اين همه چون به خدمت حق بايستند ، چون « 19 » بنيان مرصوص بو [ ند ] « 20 » ؛ در دل ايشان ، مشغولى خلق نبود . پس قسم ياد كرد حق تعالى گفت : به عزت و جلال من كه چون ايشان از زندگى
هامش
( 1 ) . در اول خوردن ، نعمت حامد باشند . ( 2 ) . و در آخر ، نعمت شاكر . ( 3 ) . ( بود ) ندارد . ( 4 ) . مسموع بود . ( 5 ) . الله - جل جلاله - سخن ايشان را دوست مىدارد . ( 6 ) . ( را ) ندارد . . . ( 7 ) . نباشد . ( 8 ) . افزونى . ( 9 ) . غافل بود و غايب بود او را . ( 10 ) . س : چه گويم . ( 11 ) . خدمت به حرمت . ( 12 ) . و دنيا . ( 13 ) . يكى شده باشد . ( 14 ) . نفس خود . ( 15 ) . ( هر دم ) ندارد . ( 16 ) . شربت مرگ مىچشاند . ( 17 ) . بوزد . ( 18 ) . باريكى و لطافت . ( 19 ) . چون بايستند همچون . ( 20 ) . باشند .
راز ربانى ( اسرار الوحى سبحانى ) در شرح حديث قدسيه معراجيه ( فارسى ) — صفحة 123 | عزيز الدين النسفي / مير سيد علي الهمداني