تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهل مجلس ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
سرى كز سر معنى باخبر شد * در آن گنجايش شادى و غم نيست جهان از عكس رويش گشته روشن * اگر ابله نبيند هيچ غم نيست تو محرم نيستى محروم از آنى * ره نامحرمان اندر حرم نيست حجاب تست اين هستى موهوم * كه هرگز نور با ظلمت بهم نيست چو در درياى وحدت گم نگشتى * از آنت درّ معنى در شكم نيست اگر فانى شوى در بحر توحيد * عيان بينى كه آنجا كيف و كم نيست چو باز ار چشم همت بستى از گل * مقر عز تو جز دست جم نيست بجز همت نيابد راه مقصود * هماى همت آنجا متهم نيست « علا » چون همت عالى ندارى * ترا گامى بكويش لاجرم نيست
بيهوده سخن به اين درازى نبود
اين ذوق و سماع ما مجازى نبود * وين وجد كه مىكنيم بازى نبود با بىخبران بگو كه اى بيخردان * بيهوده سخن به اين درازى نبود