تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهل مجلس ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
كه : آن ذوق به نسبت شيخ جنيد يافتى يا نه ؟ ! گفتم : بلى . - گفت : در موضعى كه در عمر خود پيداست كه جنيد چند نوبت آنجا بوده باشد كه ذوق بيشتر حاصل شود ، اما شايد كه نسبت مشغولى حس « 1 » بر سر خاك در توجه ، تقصيرى افتاده باشد ، آخر در خرقه‌يى كه اهل دلى پوشيده باشد ذوق آن مشاهده مىتوان كرد و بدن از خرقه نزديكترست و فوايد زيارت بسيار است . كسى كه اينجا توجه كند روحانيت مصطفى صلى اللّه عليه و سلم از رفتن او باخبر باشد و چون آنجا رسد به حس بيند روضهء پاك آن حضرت را و به كلى متوجه شود فايده آن را به اين چه نسبت ، و اهل مشاهده را اين معنى تحقيق باشد . و ديگر حكايت فرمود كه با نفس خود ماجرائى عجب افتاد ، يك نوبت در مكه در مهبط « 2 » جبرئيل عليه السلام دوگانه مىگزاردم « 3 » ، ناگاه ريگ باز شد و مغز بادامى پيدا شد . برداشتم و بر كنار روى مال بستم ، چون به مدينه مىرفتم در راه مرا احوال عجب مىبود با روحانيت حضرت مصطفى صلوات اللّه عليه ذوق داشتم ، چنان كه مرا مغلوب مىكرد و شتر مرا به رفتن تشويش مىداد و از آن حال بازمىآورد ، با نفس گفتم كه تو فربه شده‌اى ! و البته ترا روزى چند رياضتى به تجديد مىبايد كشيد . چون نفس اين سخن بشنيد بترسيد و گفت اكنون به حضرت رسالت مىروى و به هرچه از آن حضرت اشارت رسد من نيز به آن راضيم . چون برفتم و در پيش ستون خانه دوگانه مىگزاردم ريگ باز شد و خرماى ظاهر شد . برداشتم و به آن
هامش
( 1 ) . در نسخه ( حبس ) . ( 2 ) . در نسخه ( منبط ) . ( 3 ) . در نسخه ( مىگذاردم ) .