بيند و از راه دور تر و به هلاك نزديكتر باشد .
و در مجلس ديگر فرمود كه : جملهء انبيا كه آمدهاند ، از براى آن آمدهاند كه تا چشم خلق را بگشايند به عيب خود و كمال حق و به عجز خود و به قدرت حق ، و به ظلم خود و به عدل حق ، و به جهل خود و به علم حق ، و به مذلت خود و عزت حق ، [ و ] « 1 » به بندگى خود و خداوندى حق ، و به فقر خود و غناء حق ، و تقصير خود و نعمتهاى حق ، [ و ] « 1 » به فناء خود و بقاء حق . و هم برين قياس شيخ براى آنست كه چشم مريدان را به اين معانى بگشايد . پس هرچند مريد در اثبات خود و كمال خود بيش گويد تا عمل كند ، تا كمال او ظاهر شود ، شيخ از وى بيشتر رنجد ، چه اين همه زحمت براى آن مىكند تا چشم كمالبين نفس او بدوزد و چشمى كه كمال بيند بگشايد و او هر لحظه در كمال خود چشمى ديگر مىگشايد ، پس در ضايعكردن رنج شيخ مىكوشد ، در حق خويش . درويشان مىبايد كه پيوسته در كمين نفس باشند تا هر چشمى كه به كمال خود بگشايد ، حال او را مىبندد و گرنه چنين كنند باخبر نشوند . نفس از هر بن موئى چشمى به ديدن كمال خود بگشايد و از ديدن كمال حق كور گرداند كه خاصيت نفس اينست .
ديگر فرمود كه : معنى اين آيت در خاطر من بگذشت كه
( تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ . )
« 3 » گفتم : با درويشان بگوى تا اگر بشنوند در خاطر ايشان نيايد كه اين نفس همان نفس است كه
هامش
( 1 ) . ما برافزوديم .
( 3 ) . قرآن سوره پنج ( المائده ) آيهء 116