تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهل مجلس ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
عليه و سلم دشمن‌تر از ابو جهل نداشتى و او در آن وقت در علم حكمت سرآمد حكما بود و پنجاه تن از حكماء مغرب پيش او سبق مىخواندند و او را ابو الحكم خواندندى بدين سبب مصطفى صلى اللّه عليه و سلم او را ابو جهل نام نهاد ، هرچه آن حضرت از غيب خبر دادى او با عقل موازنه كردى ، اما حق تعالى آن علم را بعد از آنكه نور نبوت قوت گرفت ناپديد كرد و مادام كه مصطفى عليه الصلاة و السلام در حيات بود كسى نام حكمت يونان نمىبرد . و بعد از او مادام كه خلفاء اربعه بودند همچنين پيدا نمىشد ، چون خلفاء نماندند و در ميان صحابه واقعات حادث شد ، شيطان لعين اين علم را در باطن بعضى منحرفان القا كرد و ظاهر گردانيد و اول مسئله كه ميان ايشان برانداختند مسئله قضا و قدر بود و بعضى را در طاعت سست كرد كه هرچه تقدير رفته‌رفته ، به طاعت چه احتياج است و ساكن‌ساكن مسائل در ميان خلق بسيار شد ، و اين علم شوم را به دشمنى اهل اسلام انتشار كردند تا مردمان را از متابعت انبيا بگردانند ، چون مسلمانان مسايل ايشان ديدند از خوف آنكه نبايد جماعتى ضعيف‌عقلان به سخن ايشان ميل كنند از براى شفقت آغاز كردند و بر رد مسايل ايشان سخن گفتند و نبشتن علم كلام از اينجا آغاز شد و در بعضى سهو بدان سبب افتاد كه به رد قول آن بدبختان حريص بودند و پيش از آنكه بر ايشان روشن شدى قول ايشان را به كلى رد كردند ، اما اميد است كه چون شفقت دين كرده‌اند با آنچه صواب گفتند ثواب يابند و به خطا عقوبت نيابند ، انشاء اللّه . و من در ميان اهل سنت و جماعت يك چيز ناپسنديده ديدم و از بزرگان ايشان مرا عجب آمد ، آنكه : هر يك امام قومى ديگر را تكفير مىكنند ، خداى مىداند كه غرض ايشان جز اظهار حق نبوده و ايشان را به حضرت حق از هرچه گفتند ثواب بسيار آماده و مهياست و درويشان مىبايد