تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهل مجلس ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
خاك را باز كن و چون سنگى پيدا شود و بر آن خطى نبشته ، مرا در بر آن سنگ دفن كن و بعد از آن چون به بلوغ رسى امانتى نهاده‌ام در پاى فلان درخت برو و بردار . آن امانت كتاب جفر « 1 » و جامع است كه امير المؤمنين على رضى اللّه عنه آن را نوشته و اسرار غيب را همه در آن كرده و هيچ كس آن را نبيند الا امام باشد و امام همه وقت لازم نيست كه باشد . اما اين كتاب موقوف باشد تا يكى از فرزندان امير المؤمنين حسين رضى اللّه عنه به درجه‌يى رسد كه امام باشد و امام جز چنين نباشد و اين ساعت آن كتاب و چند چيز ديگر كه از انبيا وديعت است پنهانست ، تا آنگاه كه مهدى ظاهر شود و بر او رسد . « 2 » نقلست كه چون هارون الرشيد نماند مأمون خليفه كس فرستاد پيش امام على بن موسى الرضا كه امامت حق شماست و قبول كن ، چون امام مكتوب بخواند جواب نبشت كه هرچند شما ادب نگاه داشتيد « اما الجفر « 3 » و الجامع يدلان على خلاف ذلك . » و شيخ قدس سره فرمود كه درويشان جهد نمايند تا در وقت لقمه خوردن نيك حاضر باشند كه تخم اعمال در زمين قالب انسانى لقمه است ، هر چونكه تخم اندازند ممكن نيست كه هرگز جمعيت خاطر حاصل بشود واگرچه لقمه حلال باشد . و در مجلس ديگر فرمود كه درويشان را مىبايد كه بدانند كه آخرت جان دنياست و همچنانكه حال جان ماضى و مستقبل است و آخرت پس است ، اما مردمان درنمىيابند ، همچنانكه حال را در ميان
هامش
( 1 ) . در نسخه ( جعفر و جامعيست ) . ( 2 ) . اين گفتار مؤيد اعتقاد شيعيان دوازده‌امامى است . ( 3 ) . در نسخه ( الحقيز ) .